آب و هواشناسی Climatology
آب و هواشناسی- اقلیم ایران - تغییر اقلیم - اوزون - مطالب جالب و مفید - سخن بزرگان
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

1) به یادگیری ادامه دهید:

_ برای ثروتمند شدن باید نخست طرز فکر یک ثروتمند را داشته باشید.

_ بسیاری از ثروتمندان بر این باورند که بالاترین موهبت شما، دانش شماست.

_ افکار خود را عاقلانه برگزینید.

_ برای آزاد کردن همه استعدادهای بالقوه خود، لازم است پیوسته در حال یادگیری و کشف کردن باشید.

_ با خواندن کتاب ها مفید و کاربردی، گوش کردن به ابزار شنیداری و شرکت مستمر در سمینارها، بر بزرگ ترین امتیاز خود سرمایه گذاری کنید.

 2) کمتر از توان مالی خود و با اندازه نیاز واقعی تان خرج کنید:

_ یک ثروتمند، کمتر از درآمد خود خرج کرده و بیشتر آن را سرمایه گذاری می کند.

_ ثروتمندان ترجیح می دهند مصرف بالای امروز را قربانی کرده تا برای یک عمر به خودکفایی و آزادی مالی دست یابند.

((اگر خرج شما بر دخل تان پیشی بگیرد، آنگاه هزینه های تعمیرات و نگهداری شما عامل سقوط شما خواهند شد.)) _ بیل ارل

 3) کسب و کار مبتنی بر علاقه خود راه بیندازید:

_ بیشتر ثروتمندان دنیا، کارآفرین یا مالک کسب و کار خود هستند.

_ برای آفرینش ثروت واقعی، باید درگیر کسب و کار خودتان باشید.(کاری که عاشق آن هستید!)

_ ثروتمندان، کاری را که انجام می دهند آنقدر دوست دارند که آن را بزرگ ترین سرگرمی و تفریحی لذت بخش می دانند و هرگز جایگزینی برایش در نظر نمی گیرند.

_ آنها قلب شان را برای کار خود می گذارند، در نتیجه پول به سوی آنان سرازیر می شود.

منبع : نرم افزار رازهای ثروت : محمد زوهاری



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

انسان‌ها در شرایط مختلف با موقعیت‌هایی روبرو می‌شوند که ممکن است درخواستشان اجابت نشود. مثلا طالب شغلی هستیم اما در پذیرش رد می‌شویم، با کسی تماس می‌گیریم اما جواب تماس تلفنی ما را نمی‌دهد، وارد خانه کسی می‌شویم اما با روی باز از ما استقبال نمی‌کند، از کسی درخواستی می‌کنیم و او با جواب «نه» درخواست ما را رد می‌کند بخشی از این موارد جزو انکار شدن‌های کلامی است.

با طرد شدن کلامی و غیرکلامی آشنا شوید

انسان‌ها در شرایط مختلف با موقعیت‌هایی روبرو می‌شوند که ممکن است درخواستشان اجابت نشود. مثلا طالب شغلی هستیم اما در پذیرش رد می‌شویم، با کسی تماس می‌گیریم اما جواب تماس تلفنی ما را نمی‌دهد، وارد خانه کسی می‌شویم اما با روی باز از ما استقبال نمی‌کند، از کسی درخواستی می‌کنیم و او با جواب «نه» درخواست ما را رد می‌کند بخشی از این موارد جزو انکار شدن‌های کلامی است اما انکار شدن‌های غیرکلامی برای زمانی است که با روی باز پذیرفته نمی‌شویم. گاهی در جمعی کلامی به زبان می‌آوریم که مورد پسند دیگران نیست و این مورد هم در گروه طرد شدن‌های غیرکلامی قرار می‌گیرد. انکار شدن غیرکلامی ممکن است در شیوه لباس پوشیدن ما هم اتفاق بیفتد. مثلا لباسی می‌پوشیم که در یک جمع مورد تایید دیگران نیست و صدها مورد از این نوع می‌توان مثال زد که جزو انکار شدن کلامی یا غیرکلامی باشند.

اهمیت بیشتر، دلخوری بیشتر

در مواقعی که کسی با طرد شدن کلامی یا غیرکلامی روبرو می‌شود، احساس می‌کند به‌صورت ذاتی پذیرفته نشده است. یعنی شخص با خود تصور می‌کند کسی که به او جواب «نه» داده است به‌صورت کلی وجود حقیقی او را نپذیرفته و با یک نه شنیدن ساده کل شخصیت خود را زیر سوال می‌برد. در این مواقع «نه» شنیدن به موضوعی آزاردهنده تبدیل می‌شود. البته ناراحت شدن فرد به چند عامل بستگی دارد اینکه شخصی که به او «نه» گفته است تا چه اندازه برایش اهمیت داشته باشد. هر چقدر درجه این اهمیت بیشتر باشد، ناراحتی و دلخوری از طرد شدن بیشتر می‌شود و دیگر اینکه آن خواسته تا چه اندازه برای شخص درخواست‌کننده اهمیت داشته که اجابت نشدن آن باعث دلخوری شود، اما گروهی دیگر از افراد در مقابل شنیدن «نه» یا جواب رد شنیدن به کلی ناامید می‌شوند چون به دنبال تایید دیگران هستند و وقتی از سوی آنها طرد شوند، دچار آزردگی خواهندشد و به همین دلیل تحمل طرد شدن را ندارند . این آدم‌ها با پذیرفته شدن احساس وجود می‌کنند و به نوعی اعتماد به‌نفس می‌گیرند.

تنها گزینه بهترین گزینه نیست

دلیل اصلی که بیشتر افراد بعد از تکذیب شدن یا «نه» شنیدن و مواردی از این دست، دچار ناراحتی می شوند، این است که شخص برای خودش گزینه‌های محدودی در نظر می‌گیرد. برای مثال سال‌ها درس می‌خواند و همه برنامه‌ریزی زندگی و آینده‌اش را بر مبنای قبولی در کنکور قرار می‌دهد یا شخصی همه امیدش این است که در مصاحبه شغلی پذیرفته شود اما این اتفاق نمی‌افتد. نتیجه این می‌شود که با رد شدن درخواست فرد به یکباره همه امید خود را از دست می‌دهد و واکنش بسیار شدید در مقابل این اتفاق از خود نشان می‌دهد چون فقط یک گزینه برای خودش در نظر گرفته است اما اگر افراد برای خود گزینه های بیشتری در نظر بگیرند، کمتر دچار ناامیدی و یأس بعد از «نه» شنیدن می شوند.

این اشتباه را مرتکب نشوید

متاسفانه وقتی افراد با جواب «نه» روبرو می‌شوند به گزینه‌های آسان پناه می‌برند. برای مثال وقتی فرد در شغل مورد نظرش موفق نشد، به کارهای غیراخلاقی و جرم دست می‌زند یا اگر دوستان فرهیخته‌اش او را تایید نکردند، سراغ افرادی می‌رود که از او در سطح پایین‌تری قرار دارند چون مطمئن است که در جمع آنها تایید می‌شود. در واقع این یک آسیب است و شخص بعد از مدتی احساس پشیمانی می‌کند. بهتر است در این شرایط مراقب واکنش‌هایمان باشیم که بعدها پشیمان نشویم.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

بعضی‌ها آنقدر فکر می‌کنند که خود را خسته، مضطرب و بیمار می‌کنند. این افراد گرایش دارند که هر مسئله ساده ‌ای را پیچیده، هر چیز آسانی را سخت و هر مشکل کوچکی را بزرگ و بغرنج جلوه دهند. آنها عادت دارند وقتشان را برای آنالیز بیش از حد هر چیز و هر کس هدر دهند. آنها متخصص تفسیر غلط حرف‌های همه هستند و اگر کوچکترین راهی وجود داشته باشد که احساساتشان جریحه ‌‌دار شود، آن را پیدا می‌کنند. حتی به دنبال آن می‌گردند. آنها معمولاً افرادی وسواسی و ایده آلیست هستند. بیش از حد نگران می‌شوند. تقریباً درمورد همه چیز و همه کس.

آنها سعی می‌کنند همیشه همه را خشنود نگه دارند و می‌خواهند که تغییر ایجاد کنند اما این فرایند تغییر آنها را می‌ترساند. برای خراب کردن امیال و آرزوهایشان به بقیه آدم‌ها نیاز ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمی‌آیند. آنها همان‌هایی هستند که بیش از حد فکر می‌کنند. بپذیرید که فکر و خیال هایی که دارید بی مورد هستند. همانطور که به غذاخوردن برای زنده ماندن نیاز داریم، به فکر کردن نیز نیاز داریم، لذا گاهی تشخیص اینکه فکرهای شما بی مورد هستند، کمی برایتان دشوار می شود.

معیارهای چندی برای تشخیص وجود دارند که به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:

- آیا بارها و بارها فکرتان درگیر یک موضوع مشابه شده است؟ آیا با فکر کردن در مورد آن موضوع راه به جایی نبرده و راه حلی به ذهنتان نرسیده است؟

- آیا موضوعی خاص را از زوایای بسیاری مورد تحلیل قرار داده اید؟ آیا فکر کردن زیاد به همان موضوع، نتیجه ای معکوس را برای شما ایجاد کرده و نتوانستید آن مشکل را حل و یا مدیریت کنید؟

- آیا تمام دوستان نزدیکی که می توانند در مورد موضوعی به شما کمک کنند را در ذهن خود به صف کردید؟ آیا از آنها کمک خواسته اید؟

- آیا تمام دوستان شما به شما می گویند که فکر و خیالی که دارید بی مورد است؟ آیا دوستانتان شما را به خاطر افکار بی مورد و پوچی که دارید، دست انداخته اند؟

 

اگر احساس می‌کنید خصوصیاتی که در بالا ذکر کردیم را در خود می‌بینید، نکات زیر به شما کمک می‌کند با این مشکل خود کنار بیایید.

۱٫ از صبر کردن برای ایده آل هر چیز خودداری کنید. جاه‌ طلب بودن خیلی خوب است اما خواستن ایده آل غیر واقع بینانه و غیرعملی است. باید به دنبال پیشرفت مداوم باشید و برای دست یافتن به تغییرات مثبت تلاش کنید.

۲٫ فکر و خیال نکنید. روی فکر و خیال تکیه نکنید، برحسب واقعیات عمل کنید.

۳٫ فعال‌تر باشید. از تئوری بیرون بیایید و وارد عمل شوید. از همین الان! هر روز حداقل یک کار انجام دهید که شما را به هدفتان نزدیک‌تر کند. حتی اگر از آن واهمه دارید. اجازه ندهید ترس توانایی‌هایتان را پایین بیاورد یا بر زندگیتان حکومت کند.

۴٫ درست‌ترین سوال‌ها را از خودتان بپرسید. سوال‌هایی که شما را از نظر ذهنی در وضعیتی مثبت، عملی، کاربردی و متمرکز بر راه‌ حل قرار دهد. مشکل را درک کنید اما تمرکزتان بر راه‌ حل باشد.

۵٫ یک مدیر داشته باشید (یک مربی، دوست، یکی از آشنایان و …) که بازخورد مرتبط، خاص، معقول و غیراحساسی به شما بدهد. خودتان نمی‌توانید درمورد خودتان بیطرف باشید. این فرد باید کسی باشد که حرف‌هایی به شما بزند که باید بشنوید نه حرف‌هایی که دوست دارید بشنوید.

۶٫ برای اینکه از متوسط به عالی تبدیل شوید، برنامه بریزید و کاملاً به آن پایببند شوید. رفتارهای عالی خود را پیدا کنید و به آنها متعهد بمانید.

۷٫ دست از توجیه کردن برای کارهایی که نمی‌کنید بردارید. صادقانه تلاش کنید که تلاش صادقانه بسیار موثر است.

۸٫ دفترچه ثبت موفقیت داشته باشید. نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما موثرتر است.

۹٫ از افکارتان بیرون بیایید. جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید. جایی که آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن برداشتن چقدر سخت است. برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم.

۱۰٫ بعضی از افکاری که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود، بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند.

به افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید، از پشت در آپارتمان شماره ۲۲ صدای پیرزن دیوانه می‌آید که، «اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه…!» کمی اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را می‌ترساند، «اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی». این آدم‌ها درواقع آن افکاری هستند که میل و انگیزه شما را با احساس گناه و اضطراب از بین می برند.

شناسایی این افکار خیلی ساده است، ساکنینی که خیلی وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند و هیچ منفعتی برای شما ندارند و برای بقیه ساکنین خوب آپارتمان هم ایجاد مشکل می‌کنند و باید سریعاً آنها را بیرون بیندازید. همین الان شروع کنید. آزاردهنده‌ ترین ساکنین آپارتمان را شناسایی کنید و حکم تخلیه ‌شان را تحویلشان دهید. اگر همکاری نکردند، گوششان را بگیرید و به زور بیرونشان کنید. این ساکنین خیلی وقت است که آنجا مانده‌اند و می‌دانند که چطور می‌توانند فریبتان دهند. اما شما تسلیم نشوید. یادتان باشد ساکنین عالی دیگری دارید که باید به آنها رسیدگی کنید.

بیرون انداختن این ساکنین جا را برای آوردن ساکنین بهتر باز می‌کند. این آپارتمان را از آنِ خودتان کنید. آن را دوباره به زندگی برگردانید. دکوراسیون آن را عوض کنید، حتی می‌توانید برایش استخر هم درست کنید. این آپارتمان مال شماست و این شما هستید که تصمیم می‌گیرید چطور آن را بازسازی کنید.

منبع : مجله خلاقیت

 



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱:٠۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

1) مهمترین اصل موفقیت در سرمایه گذاری و زندگی، خوشبین بودن است:

افراد خوشبین از میزان موفقیت خود انتظاری فراتر از حد معمول داشته، در نتیجه دیر ناامید می شوند و آمادگی دست زدن به کارهای زیادی را دارند. همچنین به دلیل این خوشبینی غیر واقعی پشتکارشان خیلی بیشتر از افراد معمولی است.

توجه: خوشبینی صفت بسیار خوبی است، ولی به شرطی که آن را کنترل نمایید:

_ خوشبینی تان را تعدیل کنید،

_ به دیدگاه های منفی و انتقادها نیز توجه نمایید،

_ خود نیز بررسی نقادانه داشته باشید و

_ ذهن تان را باز بگذارید.

 2) تفکر نوآورانه و مرز شکن داشته باشید:

_ یک مانع عمده برای تفکر خلاق، ترس از انتقاد، مسخره شدن، توهین یا مورد قبول دیگران قرار نگرفتن است که همگی ریشه در کودکی دارند. در نتیجه از ابراز ایده های جدید خود خودداری می کنیم.

_ باید یاد بگیریم با محدود نکردن افکار و انتخاب رویکردهای متفاوت نسبت به دیگران، این ترس ها را کنار بگذاریم و همواره به یاد داشته باشیم که همه دستاوردهای بزرگ انسان در ابتدا ایده هایی احمقانه و غیر ممکن به نظر می رسیدند.

 3) بدون پشتوانه شروع کنید:

بیشتر انسان های موفق با هیچ شروع کرده اند و در طول زندگی شان بارها شکست خورده اند. اجازه ندهید نداشتن سرمایه مانع از پیشرفت شما شود و کار خود را با سرمایه اندک و یا بدون سرمایه شروع کنید.

 4) توان مالی خود را بالا ببرید:

_ یکی از بهترین راه ها، شناسایی و برقراری روابط مفید با افراد موثر است. به عنوان نمونه میتوان به تهیه یک لیست 25 نفره از موثرترین افراد مورد نظر و برنامه ریزی برای ملاقات با آنها در 12 ماه آینده، اشاره کرد.

_ پیوستن به انجمن های تجاری، حضور در جلسه های آنها و نیز شرکت در فعالیت ها و ارایه خدمات داوطلبانه در کمیته های کلیدی

_ شرکت در فعالیت های اجتماعی با پیوستن به سازمان ها و انجمن های خدمات داوطلبانه عمومی

_ آفریدن ایده های نو

_ ایجاد عادت های کاری خوب در خود

 5) خودتان را شریک مشتری بدانید:

یعنی کسی که می خواهد برای پیشرفت و بهبود امور شریکش به وی کمک کند:

_ در کارهای مشتری به او کمک کنید.

_ با جستجوی راه هایی برای کاهش هزینه های مشتری و بهبود شرایط کاری اش، خود را از رقیب ها متمایز سازید.

_ به دنبال فرصت هایی باشید که به مشتری خدماتی بیش از معمول ارایه دهید.

 6) پیش از شروع هر نوع فعالیت تجاری، باید مدت زیادی را صرف تحقیق نمایید:

نتیجه ای که از این روش به دست می آورید ده ها و شاید صدها برابر زمان و هزینه ای است که صرف این کار شده است:

_ درباره کار یا محصول مورد نظر به دقت مطالعه و بررسی کرده و از همه جزییات مربوط به آن آگاه شوید.

_ مجله ها، مقاله ها و مطالب مربوط به تجارت، صنعت یا کار جدیدتان را بخوانید.

_ از منابع اطلاعاتی در اینترنت بیشترین استفاده را ببرید.

 7) درآمدتان را هزار درصد(ده برابر) افزایش دهید:

_ نخست باید باور داشته باشید که چنین کاری ممکن است.

_ خودتان را باور داشته باشید.

_ برای شکست ها بهانه تراشی نکنید.

8_ به یاد داشته باشید مدیری که درآمدش 10 برابر مدیر دیگر است، لزوما 10 برابر باهوش تر، باتجربه تر یا سختکوش تر نیست.8) پیش از سرمایه گذاری زمان و پول تان روی یک زمینه نو، از جذاب و درخشان بودن ایده تان مطمئن شوید:_افرادی را که در زمینه مورد نظر شما فعالیت می کنند پیدا کرده و دیدگاه شان را درباره این تجارت بپرسید.

_ از بازگو کردن ایده هایتان به افراد باتجربه نترسید، در این مورد کاملا رک بوده و دیدگاه آنان را جویا شوید.

_ با رییس بانک تان رایزنی داشته باشید.(آنها با مسایل اقتصادی سر و کار دارند و اغلب در مورد این که چه نوع فعالیت های اقتصادی موفق یا ناموفق است، دیدگاه های بسیار دقیقی دارند.)

_ با خویشاوندان، دوستان و آشنایان هم رایزنی داشته باشید.

 9) کیفیت تفکرتان را بالا ببرید و هرگز آن را محدود نکنید:

_ برای افزایش نوآوری و پیشرفت در زندگی لزومی ندارد که حتما افکارتان را با دیگران سازگار کنید و در بسیاری زمان ها حتی لازم است رسوای جماعت شویم تا همرنگ آن!

_ با جدیت در جستجوی ایده های نو باشید.

 10) فرصت ها نامحدودند و باید آمادگی لازم برای دیدن آنها را به دست آوریم:

_ به طور میانگین هر 5 سال، 80% فرآورده ها و خدمات از رده خارج و موارد تازه تر و بهتر جایگزین آنها می شوند.

_ باید اصول موفقیت یک فرآورده یا خدمت نو را بدانید.(برآورده کردن یک نیاز واقعی موجود یا از میان برداشتن مشکلی برای مشتری، کیفیت خوب و قیمت مناسب، منحصر به فرد بودن و برتری داشتن نسبت به فرآورده ها و خدمات رقیبان و...)

 11) پرسش های دقیق و حساب شده، منجر به آفرینش ایده های نو می شوند:

_ می خواهم چه کار کنم و چه نتیجه ای بگیرم؟

_ چه طور می خواهم این کار را انجام بدهم؟

_ آیا ممکن است اشتباه کرده باشم؟

_ پیش فرض های من چه هستند؟ در مورد افراد، فرآورده، بازار و خود کار چه چیزهایی را از پیش درست فرض کرده ام؟ آیا این پیش فرض ها واقعا درست هستند؟ اگر درست نیستند، برای درست کردن آنها چه کارهایی را باید به صورت دیگری انجام بدهم؟

_ اگر در گذشته هم همین آگاهی ها و دانش فعلی ام را درمورد این موضوع داشتم، باز هم همین تصمیم را می گرفتم؟ آیا این فرد را استخدام می کردم؟...

12) تقریبا 85% از موفقیت و خوشبختی شما در زندگی به کیفیت روابط تان با دیگران بستگی دارد:

_ اصل جاذبه فردی(کاریزما): جذب افراد و موقعیت هایی که با خط اصلی فکری ما هماهنگ هستند و برجای گذاردن تاثیر هر چه بیشتر و مثبت تر روی کسانی که همکاری، پشتیبانی و علاقه آنها برایمان مهم است.

_ استنباط و برداشت دیگران از ما نیز بسیار مهم است. پس باید مدام به دنبال راه هایی باشیم که تصویر ذهنی خود را نزد دیگران ارتقا دهیم تا بتوانیم نفوذ بیشتری روی دیگران داشته باشیم و آسان تر به خواسته های خود دست یابیم.

 13) 7 فرمول موفقیت در کار را به کار ببرید:

_ طوری به هدف تان فکر کنید که گویی به آن رسیده اید و بارها و بارها این تصویر ذهنی را مرور کنید.

_ به دنبال پیدا کردن مشکلی باشید که با ارایه فرآورده و یا خدماتی که قیمت مناسب و کیفیت بالا دارند، بشود آن را حل نمود.

_ با سرمایه کم کار را شروع کنید و فوت و فن ها را به طور کامل به مرور در طول کار یاد بگیرید. بردبار باشید و بیشتر از وقت تان مایه بگذارید تا پول تان.

_ پیش از سرمایه گذاری در هر کاری آن را به دقت بررسی کنید و بی مهابا شروع نکنید.(با دقت و گام به گام حرکت کنید.

_ برای گسترش شرکت خود، از محل سود شرکت استفاده کنید نه از وام.( بر اساس میزان موفقیت تان شرکت را گسترش دهید.)

_ در هنگام گسترش شرکت، افراد جدید را با دقت زیاد انتخاب کنید.(انتخاب کارکنان نامناسب بزرگ ترین اشتباهی است که می توانید مرتکب شوید.)

_ از امکانات مالی بانک ها برای ایجاد منبعی ثابت و قابل پیشبینی از جریان نقدینگی استفاده کنید.

نکته مهم: به یاد داشته باشید که بیشتر ورشکستگی ها به دلیل بی کفایتی در مدیریت است. پس با صرف زمان کافی، آنچه را برای رسیدن به موفقیت لازم است یاد بگیرید. بردبار باشید و بدانید که چندین برابر زمانی را که صرف یاد گرفتن فنون لازم می کنید، در ماه ها و سال های آینده جبران می شوند.

 14) خبر خوب این که از نظر مالی در هر وضعیتی که باشید می توانید ثروتمند شوید:

_ بیشتر افراد ثروتمند، میلیونرهای خود ساخته هستند، یعنی بدون سرمایه شروع کرده اند و تنها با به کارگیری استعداد ها و توان شان در فرصت هایی که به دست آورده اند، به این موقعیت رسیده اند.

_ اگر شما هم همان کارهایی را که افراد موفق و ثروتمند انجام داده اند بکنید، در پایان به همان دستاوردهایی که آنها رسیده اند می رسید.

منبع : نرم افزار رازهای ثروت : محمد زوهاری

 



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

 بزرگ‌ترین ضعف بسیاری از رهبران کسب‌وکار این است که رویکرد بلندمدتی اتخاذ نمی‌کنند و بر دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت متمرکز می‌شوند تا حقوق و دریافتی بالاتری داشته باشند. پس کدام مدیران جهانی توانسته‌اند با برنامه‌ریزی بلندمدت به نتایج خوبی دست یابند؟ لیست مجله HBR پاسخ کاملی به این سوال می‌دهد:

چند سال پیش ملاقاتی با هوارد شوارتز، موسس شرکت استارباکس در دفتر او واقع در سیاتل داشتم تا در مورد چالش‌های مدیرعامل بودن گفت‌وگو کنیم. در مرحله اول از او پرسیدم آیا فکر می‌کند بین شخصیتی که دوست دارد باشد و شخصیتی که برای اداره شرکت لازم است از خود نشان دهد، تفاوت وجود دارد یا نه. او در پاسخ گفت که مدیرعامل بودن «سخت است و همراه با تنهایی.» با این حال، او دریافته که ارزش محور بودن و همزمان عملکرد خوب داشتن در وال‌استریت امکان‌پذیر است. «اما تنها عنصری که در چنین محیطی کاربرد دارد، عملکرد است؛ بنابراین، ما باید عملکرد خوبی داشته باشیم.»

شوالتز در هر دو جبهه موفق بوده است. او همواره توانسته انتظارات سرمایه‌گذاران شرکت را برآورده کند، اگرچه این اقدام انتقاد برخی سهامداران و تحسین برخی دیگر را به همراه داشته است. در نتیجه در رتبه‌بندی ۱۰۰ مدیرعامل برتر سال ۲۰۱۴ که توسط نشریه HBR منتشر شده، رتبه ۵۴ را از آن خود کرده است. این یک رتبه‌بندی متفاوت است و افرادی که در لیست قرار گرفته‌اند از ۲۲ ملیت مختلف، با سبک‌ها و ارزش‌های شخصی بیشمار هستند. مدیرعامل دیگری از سیاتل، جف بزوس، موسس شرکت آمازون است که رتبه اول را دریافت کرده است.

شما ارزش یک مدیرعامل را چگونه می‌سنجید؟ ما تصمیم گرفتیم به صورت علمی با این موضوع برخورد کنیم و شاخص رتبه‌بندی را داده‌های سخت۱ قرار دادیم، نه شهرت و اعتبار و نقل‌قول‌هایی که در مورد این مدیران وجود دارد. به‌طور خاص، افزایش بازگشت سرمایه سهامداران و جمع مبلغ سرمایه در بازار را مورد بررسی قرار دادیم.

همچنین بر نتایجی که این مدیران در بلندمدت به دست می‌آورند، متمرکز شدیم. رتبه‌بندی ما عملکرد مدیران عامل فعال در کل محدوده کاری آنها را در نظر گرفته است. البته مدیرانی را بررسی کرده‌ایم که حداقل دو سال در سمت خود فعالیت کرده‌اند. برترین مدیران عامل این لیست به‌طور انکارناپذیری عملکرد موثری داشته‌اند. ۵۰ مدیر اول این رتبه‌بندی در کل دوران مدیریت‌شان به‌طور میانگین بازگشت سرمایه ۱۳۵۰ درصدی را رقم زده‌اند که معادل ۲/۲۶ درصد در سال است.

البته این موضوع را تصدیق می‌کنیم که ویژگی‌ یک مدیرعامل خوب فراتر از عملکرد صرفا سرمایه‌ای است. هدایت یک شرکت و ارزش‌‌آفرینی برای آن، به مهارت‌های فراوانی بستگی دارد که سنجش آنها بسیار دشوار است؛ مهارت‌هایی از قبیل داشتن رویکرد استراتژیک، اعتبار و برنامه‌ریزی بلندمدت و مطمئنا سرمایه‌گذاران تنها ذی‌نفعانی نیستند که نیاز به توجه دارند. بهترین شرکت‌ها روابط موثری با مشتریان، کارمندان و جوامعی که در آن فعالند، برقرار می‌کنند.

اما برای واقعی‌تر شدن هرچه بیشتر این رتبه‌بندی، به فاکتورهای قابل سنجش امتیاز بیشتری دادیم. امیدواریم روزی برسد که روش‌های دقیقی هم برای سنجش فاکتورهای ناملموس مانند تاثیر زیست‌محیطی شرکت‌ها، میزان رضایت کارمندان و تعهد مشتری وجود داشته باشد تا بتوان این داده‌ها را نیز به فرمول اضافه کرد.

ازجمله واقعیت‌هایی که در مورد این لیست می‌توان به آن اشاره کرد این است که بیشتر مدیران‌عامل برتر دنیا مرد هستند و در این لیست تنها دو زن وجود دارد: دبرا کافارو، مدیرعامل شرکت ونتاس و کارول میروویتس، مدیرعامل شرکت خرده‌فروشی TJX. همچنین میانگین سنی این مدیران ۵۹ سال است. ملیت ۱۳ مدیرعامل با ملیت شرکتی که در آن کار می‌کنند، فرق دارد. اگرچه هر یک از این ۱۰۰ مدیرعامل برای موفقیت مسیرهای منحصربه‌فردی طی کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد دو مسیر ارجحیت داشته است: بیش از یک چهارم آنها مدرک MBA و تعداد بسیار زیادی از آنها نیز تحصیلات مهندسی دارند.

مورد دیگری که بررسی کردیم، دریافتی مدیران و رابطه آن با عملکرد آنها است. به همین منظور، با شرکت Equilar که اطلاعات در مورد میزان پاداش‌ها را جمع‌آوری می‌کند، همکاری کردیم. نتیجه‌ای که به دست آمد نشان می‌دهد این مدیران عامل مثل هر مدیر دیگری دریافتی بسیار خوبی دارند، اما مدیران عامل این لیست هر نوع پاداشی را بیش از همتایان خود دریافت می‌کنند.

باب ایگر، مدیرعامل دیزنی که رتبه ۶۰ را به خود اختصاص داده، بیشترین دریافتی را در میان این ۱۰۰ مدیرعامل دارد و کل بسته دریافتی او ۳/۳۴ میلیون دلار است. البته او پردرآمدترین مدیرعامل کل دنیا نیست. درحقیقت، طبق اعلام Equilar، ۱۳ مدیرعامل در کل دنیا بیش از ایگر دریافتی دارند که در این لیست جای نگرفته‌اند؛ ازجمله چریف سوکی، مدیرعامل شرکت Cheniere Energy آمریکا که کل پاداش سال ۲۰۱۳ او به ۹/۱۴۱ میلیون دلار رسید.

حال این سوال مطرح می‌شود که هدف نهایی این رتبه‌بندی چیست؟ جایگاه جف بزوس در ابتدای این رتبه‌بندی از بسیاری جهات این موضوع را روشن می‌کند. در اینجا مدیرعاملی را داریم که در کوتاه‌مدت به‌طور مکرر عملکرد خوبی نداشته، اما دستاوردهای خوبی در بلندمدت دارد. آمازون اغلب با ضررهای فصلی مواجه می‌شود، حتی با اینکه فروش آن روند افزایشی دارد. با اینکه این شرکت مثل بسیاری از شرکت‌های دیگر در معرض نوسانات شدید قیمت سهام قرار دارد، اما بزوس سابقه بلندمدت و بی‌مانندی در افزایش بازگشت سرمایه سهام‌داران دارد.

چرا مهندسان مدیران خوبی هستند؟

از میان ۱۰۰ مدیرعامل برتر HBR، ۲۴ نفر تحصیلات مهندسی دارند و ۲۹ نفر نیز MBA خوانده‌اند (هشت مدیرعامل هر دو مدرک را دارند). در شرکت‌های تکنولوژی یا علمی، مهندس بودن مدیرعامل چندان شگفت‌انگیز نیست. اما نکته این است که مهندسان، مدیریت شرکت‌هایی از نوع دیگر را نیز برعهده دارند، از جمله جفری اسپرچر، مدیرعامل شرکت خدمات مالی Intercontinental Exchange و کاری استادی، مدیرعامل شرکت بیمه سامپو (Sampo).

مدرک مهندسی برای کسانی که کسب‌وکاری را هدایت می‌کنند، چه فایده‌ای دارد؟ به گفته نیتین نوریا، رئیس مدرسه کسب‌وکار هاروارد که لیسانس مهندسی شیمی دارد، «تحصیل در رشته مهندسی جهت‌گیری عمل‌گرایانه و واقع‌بینانه به فرد می‌دهد. مهندسی ویژگی ساختن چیزهایی را که کاربرد دارند در شما پرورش می‌دهد؛ چه ابزارآلات باشد و چه یک ساختار یا سازمان. همچنین مهندسی به شما یاد می‌دهد تلاش کنید کارها را به صورت کارآمد، با نتایج معتبر و با حاشیه امنیت بالا انجام دهید. این موضوع باعث می‌شود هزینه‌ها را در برابر عملکرد در نظر بگیرید. اینها اصولی هستند که وقتی درمورد سازمان‌ها فکر می‌کنید، عمیقا اهمیت دارند.»

مقایسه دریافت‌های مدیران

یکی از جنبه‌های منفی رتبه‌بندی مدیران این است که نمی‌توان مقایسه جامعی از میزان دستمزد آنها ارائه کرد، چون در کشورهای مختلف سطوح مختلفی از شفافیت در مورد میزان پاداش مدیران وجود دارد. با کمک موسسه Equilar، در نهایت توانستیم داده‌های پرداخت‌های ۶۸ نفر از این ۱۰۰ مدیرعامل را جمع‌آوری کنیم.

نتایجی که از این تحلیل به دست آمده عبارت است از:

• بدون شک، مدیران شرکت‌های آمریکایی درآمد بیشتری دارند. میانگین پرداخت به مدیران‌عامل شرکت‌های آمریکایی در لیست HBR 1/12 میلیون دلار است که این رقم برای مدیران شرکت‌های غیرآمریکایی ۴/۶ میلیون دلار ارزیابی شده است. هر ۱۰ مدیر برتر لیست، شرکت‌های آمریکایی را هدایت می‌کنند. این پرداخت‌ها، حقوق مدیران، پاداش نقدی، پاداش به صورت سهام، پاداش‌های اختیاری و غیره را دربرمی‌گیرد و بزرگ‌ترین اختلاف بین بسته‌های پرداختی مدیران آمریکایی و غیرآمریکایی در میزان سهام و پاداش‌های اختیاری است که هنگام رشد بازارها اهمیت ویژه‌ای می‌یابند.

• مدیرانی که عملکرد خوب دارند درآمدی بالاتر از میانگین دارند. سال گذشته میانگین پاداش مدیران عامل ۵۰۰ شرکت برتر لیست S&P به ۱/۱۰ میلیون دلار رسید و برای اولین بار هشت رقمی شد. این رقم ۲۰ درصد کمتر از مدیران شرکت‌ها آمریکایی لیست HBR است. ازآنجایی که ۱۰۰ مدیرعامل برتر در بلندمدت بازگشت سرمایه بیشتری برای سهامداران رقم می‌زنند، با بالا رفتن ارزش سهام شرکت‌، مشخصا پاداش‌های آنها نیز افزایش می‌یابد. به علاوه، این مدیران نسبت به سایر مدیران عامل دنیا مدت بیشتری در سمت خود می‌مانند و بنابراین حق سنوات بیشتری به آنها تعلق می‌گیرد.

• موسسان شرکت‌ها گاهی دریافتی کمتری‌دارند. ممکن است خنده‌دار به نظر برسد که جف بزوس، اولین مدیرعامل لیست HBR که بهترین عملکرد را دارد، از نظر دریافت حقوق و پاداش در جایگاه یکی مانده به آخر قرار می‌گیرد. حقوق او در سال ۲۰۱۳ معادل ۸۱ هزار دلار بوده و کل دریافتی او به ۷/۱ میلیون دلار رسیده است. با اینکه دریافتی سالانه بزوس خیلی کمتر از میانگین دریافتی کل مدیران است، اما موسس آمازون ۱۸ درصد سهام این شرکت را در اختیار دارد که یعنی هر یک دلار افزایش در قیمت سهام آمازون، معادل افزایش ارزش سهام ۸۴ میلیون دلاری برای بزوس است.

پول همه چیز نیست

با اینکه HBR در رتبه‌بندی مدیران عامل دنیا بر اساس دستاوردهای آنها در بلندمدت به جای کوتاه‌مدت قدم مهمی برداشته، اما عملکرد آنها صرفا از نظر مالی بررسی شده است. این در حالی است که بزرگی شرکت‌ها به فاکتورهایی غیرمالی مانند مسوولیت اجتماعی و یکپارچگی آنها نیز بستگی دارد، اگرچه سنجش این فاکتورها کار سخت‌تری است، اما سازمان‌هایی وجود دارند که آنها را بررسی می‌کنند و به مقایسه شرکت‌های مختلف در این زمینه می‌پردازند.

به‌منظور به دست آوردن چشم‌اندازی وسیع‌تر از ۱۰۰ مدیر برتر، از موسسه رپیوتیشن (Reputation Institute) که یک موسسه مشاوره مدیریت است و سالانه شرکت‌ها را بر اساس وجهه مثبت آنها رتبه‌بندی می‌کند، کمک گرفتیم. این موسسه به کمک نظرسنجی، شرکت‌ها را در هفت بعد محصولات و خدمات، نوآوری، محیط کار، نظارت، شهروند بودن، رهبری و عملکرد و محاسبه نمراتی که از صفر تا ۱۰۰ دریافت می‌کنند، رتبه‌بندی می‌کند. با بررسی ۱۰ شرکت اول طبق این روش به نتایج زیر دست یافتیم:

• بزوس دراین رتبه‌بندی دوباره اول شد. به دست آمدن این نتیجه را می‌توان ناشی از پیگیری رویکرد واضحی از سوی بزوس دانست: «مشتری‌محورترین شرکت دنیا بودن.» مدیری که سرسختانه بر فشارهای وال‌استریت غلبه می‌کند، بیشترین ارزش را برای شرکت خود ایجاد می‌کند و شرکتی که کمترین هزینه را به تبلیغات و روابط عمومی اختصاص می‌دهد، بیشترین اعتبار را از آن خود می‌کند.

• هیچ ارتباطی بین دو رتبه‌بندی وجود ندارد. ترتیب اسامی مدیران در دو رتبه‌بندی هیچ ارتباطی به هم ندارد. فقط دو تن از ۱۰ مدیر اول رتبه‌بندی اصلی جزو ۱۰ مدیر اول رتبه‌بندی رپیوتیشن قرار داشتند و حتی رتبه ۹۸ در لیست HBR جزو ۱۰ مدیر برتر لیست رپیوتیشن بود.

• رتبه‌بندی دوم را نیز می‌توان معتبر دانست. با اینکه رتبه‌بندی دوم بیشتر اعتبار شرکت‌ها را سنجیده تا خود مدیران، اما همچنان می‌توان به آن استناد کرد. چون اولا ۱۰ مدیر برتر این لیست به‌طور میانگین سابقه‌ای بیش از ۱۲ سال و بنابراین زمان کافی برای تاثیرگذاری داشته‌اند. دوم اینکه کسی بهتر از مدیرعامل نمی‌تواند بر تغییراتی که وجهه یک شرکت را ارتقا می‌دهد یا آن را تخریب می‌کند، نظارت داشته باشد.

پاورقی:

۱- داده‌هایی کمی و به صورت عدد و رقم که با یک ویژگی توصیف می‌شوند. این نوع داده برخلاف داده‌های نرم است که مبنای آن اطلاعات شهودی و نظرات فردی است. داده‌های سخت‌ نشانگر درجه رضایت کارکنان نسبت به محیط کارشان است و مثلا مواردی مانند تعداد شکایاتی که توسط کارکنان ابراز شده، جابه‌جایی کارکنان و دلایل ابرازشده هنگام ترک خدمت را دربرمی‌گیرد.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

۱٫ با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید.

زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید وقتتان را با کسانی بگذرانید که خوشبختی را از شما می‌گیرند. اگر کسی بخواهد که در زندگی‌اش باشید، برای شما جا باز خواهد کرد. نباید برای پیدا کردن جایی در زندگی کسی بجنگید. هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نکنید. و یادتان باشد، آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند مهم نیستند، مهم کسانی هسند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان هستند. آنها دوستان واقعی شما هستند.

۲٫ از مشکلاتتان فرار نکنید.

باید با مشکلاتتان روبه‌رو شوید. البته این کار ساده نخواهد بود. هیچکس در دنیا نیست که بتواند همه کارها را بی‌نقص انجام دهد. هیچکدام از ما قادر نیستیم که مدام در حال حل کردن مشکل باشیم. درواقع، ما جوری ساخته شده‌ایم که ناراحت، ناامید و شکست‌خورده شویم. چون این معنی واقعی زندگی کردن است – روبه‌رو شدن با مشکلات، درس گرفتن از آنها، سازگاری و حل آنها به مرور زمان.

۳٫  به خودتان دروغ نگویید.

به هر کس دیگری در دنیا می‌توانید دروغ بگویید به جز خودتان. زندگی ما زمانی بهتر می‌شود که از فرصت‌ها استفاده کنیم و سخت‌ترین و اولین فرصتی که می‌توانیم از آن استفاده کنیم این است که با خودمان صادق باشیم.

۴٫ نیازهای خودتان را پنهان نکنید.

دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیداً درگیر دوست داشتن کسی هستید، خودتان را فراموش کنید و یادتان برود که شما هم فردی خاص هستید. بله، باید به دیگران کمک کنید اما به خودتان هم همینطور. اگر قرار باشد که زمانی بیاید که به خودتان برسید و چیزهایی که به آن علاقه دارید را دنبال کنید، آن زمان همین حالاست.

۵٫ سعی نکنید کسی باشید که نیستید.

یکی از بزرگترین چالش‌های زندگی این است که در دنیایی که تلاش می‌کند شما را مثل بقیه کند، خودتان باشید. همیشه کسانی هستند که از شما زیباتر، باهوش‌تر، جوان‌تر، و … باشند اما این افراد هیچوقت شما نیستند. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند. خودتان باشید و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت.

۶٫ درگیر گذشته نشوید.

اگر بخواهید دوباره و دوباره فصل قبلی کتاب زندگی‌تان را بخوانید، هیچوقت نخواهید توانست فصل جدید زندگیتان را شروع کنید.

۷٫ از اشتباه کردن نترسید.

اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید ده مرتبه بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. هر پیروزی پشت سر خود مجموعه‌ای از شکست‌ها داشته است و هر شکستی پلی به سمت موفقیت است.

۸٫ خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید.

ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، یک چیز مسلم است: اینکه اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند. همه ما اشتباه می‌کنیم، دچار مشکل می‌شویم و خیلی وقت‌ها افسوس گذشته را می‌خوریم. اما باید بدانید که شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید و الان اینجایید و قدرت این را دارید که بتوانید روز و آینده‌تان را آنطور که می‌خواهید بسازید. هر اتفاق کوچکی که قبلاً در زندگی‌تان افتاده است شما را برای این لحظه آماده می‌کرده است.

۹٫ سعی نکنید خوشبختی را بخرید.

 خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند کاملاً رایگان‌اند: مثل عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان.

۱۰٫ سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید.

اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه بادوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود. باید ابتدا ثبات زندگی خودتان را بسازید تا بعد بتوانید آن را با کسی قسمت کنید.

۱۱٫ وقت تلف نکنید.

زیاد فکر نکنید چون اینکار فقط مشکل‌تراشی می‌کند. موقعیت‌ها را ارزیابی کنید و تصمیمات قاطع بگیرید. هیچوقت نمی‌توانید چیزی که شهامت رویارویی با آن را ندارید تغییر دهید. پیشرفت نیازمند خطر کردن است.

۱۲٫ فکر نکنید آماده‌ نیستید.

هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، ۱۰۰% آماده نیست. چون بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امنمان قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت.

۱۳٫ به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید.

روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. هیچ نیازی به عجله کردن نیست. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، می‌افتد، آن هم در زمان درست خود، با فردی مناسب شما و به بهترین دلایل. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید نه وقتی که تنها هستید.

۱۴٫ بخاطر اینکه روابط قبلی تان موفقیت‌آمیز نبوده‌اند، روابط جدید را رد نکنید.

در زندگی می‌فهمید که ملاقات شما با هر فردی دلیلی دارد. بعضی از آنها آزمایشتان می‌کنند، بعضی از شما سوءاستفاده می‌کنند و بعضی به شما درس می‌دهند. اما از همه اینها مهم‌تر، بعضی از آنها بهترین اتفاق‌ها را برایتان به ارمغان می‌آورند.

۱۵٫ سعی نکنید با همه رقابت کنید.

نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای است بین خودتان و خودتان.

۱۶٫ به دیگران حسادت نکنید.

حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است. از خودتان بپرسید: “من چه چیزهایی دارم که بقیه حسرت آن را می‌‌خورند؟”

۱۷٫ دست از شکایت کردن و دلسوزی برای خودتان بردازید.

مشکلات زندگی به دلیلی پیش می‌آیند: برای عوض کردن مسیر شما به سمتی که باید بروید. ممکن است همان موقع علت یک اتفاق را نفهمید و ممکن است برایتان خیلی سخت باشد اما اگر به گذشته و اتفاقات بد دیگری که برایتان افتاده بود نگاه کنید، خواهید دید که اکثر آنها شما را به سمت فضا، فرد، تفکر و موقعیت بهتر سوق داده‌اند. پس لبخند بزنید! بگذارید همه بدانند که امروز خیلی قوی‌تر از دیروز هستید.

۱۸٫ کینه‌توزی نکنید.

زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد. بخشش این نیست که بگویید، “کاری که در حق من کردی اشکالی ندارد.” بخشش گفتن این است: “من اجازه نمی‌دهم کاری که در حقم کردی خوشبختی من را برای همیشه نابود کند”. بخشش بهترین راهکار است. کینه‌ها را دور بریزید، به دنبال آرامش باشید و خودتان را آزاد کنید. و یادتان باشد، بخشش فقط برای دیگران نیست، برای خودتان هم هست. اگر لازم بود، خودتان را هم ببخشید و سعی کنید دفعه بعد بهتر رفتار کنید.

۱۹٫ نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند.

برای راحتی کسانیکه نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید.

۲۰٫ وقتتان را برای توضیح دادن خودتان برای دیگران تلف نکنید.

دوستانتان به آن نیازی ندارند و دشمنانتان هم حرف‌های شما را باور نخواهند کرد. همان کاری را بکنید که ته دلتان می‌گوید درست است.

۲۱٫ هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید.

وقت نفس کشیدن دقیقاً همان زمانی است که وقتی برای آن ندارید. اگر مدام پشت سر هم به کارتان ادامه دهید، همیشه چیزهای یکسانی به دست خواهید آورد. گاهی لازم است از کارتان دست بکشید تا همه چیز را واضح‌تر ببینید.

۲۲٫ زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید.

از چیزهای کوچک لذت ببرید چون یک روز به عقب نگاه می‌کنید و می‌فهمید که چیزهای بزرگی بوده‌اند. بهترین قسمت زندگی‌تان همان لحظات کوچک و بی نام و نشانی است که به کسی که برایتان مهم است لبخند می‌زنید.

۲۳٫ سعی نکنید همه چیز ایدآل و بی‌نقص باشد.

دنیای واقعی به ایدآل‌گراها جایزه نمی‌دهد، به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام می‌دهند.

۲۴٫ آسان‌ترین راه را دنبال نکنید.

زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز باارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید. راه آسان را انتخاب نکنید. کاری غیرعادی انجام دهید.

۲۵٫ اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است.

هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی خرد شوید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. نگران اینکه بقیه چه فکر می‌کنند هم نباشید. اگر لازم است گریه کنید. هر چه زودتر این کار را بکنید، زودتر قادر خواهید بود دوباره لبخند بزنید.

۲۶٫ دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر نکنید.

اینکه تا چه اندازه بتوانید به آرزوهایتان دست پیدا کنید به این بستگی دارد که تا چه اندازه مسئولیت زندگی‌تان را قبول می‌کنید. وقتی دیگران را بخاطر اتفاقاتی که برایتان می‌افتد مقصر بدانید یعنی از مسئولیت شانه خالی می‌کنید و به دیگران قدرت نفوذ به آن بخش از زندگی‌تان را می‌دهید.

۲۷٫ لازم نیست برای همه، همه‌کس باشید.

اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند  دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر خواهد داد.

۲۸٫ زیاد نگران نباشید.

نگرانی مشکلات آینده را حل نخواهد کرد، فقط لذت‌های امروز را هم از شما خواهد گرفت. یک راه اینکه بفهمید چیزی ارزش نگران بودن را دارد یا نه این است که از خودتان بپرسید، “این مسئله در یک سال آینده مهم خواهد بود؟ در سه سال آینده چطور؟ در پنج سال چه؟”  اگر اینطور نبود، پس ارزش نگران بودن را ندارد.

۲۹٫ روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید.

روی چیزهایی متمرکز شوید که می‌خواهید اتفاق بیفتند. تفکر مثبت از لازمه‌های هر موفقیت است. اگر هر روز صبح با این فکر بیدار شوید که اتفاقی فوق‌العاده در زندگی‌تان خواهد افتاد، و به آن توجه دقیق کنید، خواهید دید که حق با شما بوده است.

۳۰٫ قدرناشناس نباشید.

زندگی‌تان خوب باشد یا بد، هر روز شکرگزار بخاطر آن از خواب بیدار شوید. مطمئن باشید کسی در جایی دیگر از جهان وضعیتی بسیار بدتر از شما دارد. بجای اینکه به چیزهایی که ندارید فکر کنید، سعی کنید به چیزهایی فکر کنید که دارید و دیگران افسوس آن را می‌خورند.

منبع : مجله خلاقیت

 



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

عوامل پیشرفت کسب‌وکار، کدام‌ها هستند؟

وقتی شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی مختلف به‌منظور بررسی وضعیت مشتریان بالفعل و بالقوه به ما مراجعه می‌کنند، بیشتر سعی می‌شود از آنان درخصوص ویژگی منحصربه‌فرد کسب‌وکار و محصول ارائه‌شده پرسش شود. از آنان درخواست می‌شود درخصوص ویژگی‌های نقطه منحصربه‌فرد فروش، توانایی‌ها و ظرفیت‌های خاص رقابتی و حتی عوامل و محرک‌های پیش‌برنده کسب‌وکار سخن بگویند. پاسخ به چنین سوالاتی تا حدی دشوار است و بسیاری از مدیران از پاسخگویی به آنها ناتوان هستند.

 ویژگی منحصربه‌فرد کسب‌وکار شما چیست؟

مولفه رقابتی اصلی یک شرکت به منزله موتورهای موفقیت آن بوده و مستلزم درک، توسعه و انسجام است. درواقع داشتن درکی شفاف از جایگاه یک بنگاه اقتصادی در بازار، تنها روش برای به حداکثر رساندن میزان موفقیت و تاثیرگذاری شرکت‌ها است. توانایی‌ها و ظرفیت‌های رقابتی یک شرکت را می‌توان به قرار زیر تبیین کرد:

کاربرد منابع به‌منظور دستیابی به مزیت رقابتی متفاوت و پایداری در بازار: هر چه این مولفه‌ها منحصربه‌فردتر باشند، باارزش‌تر بوده، کمتر قابل کپی برداری به وسیله رقبا هستند و با نقاط فروش شرکت ارتباط مستقیمی خواهند داشت و در ارزش‌آفرینی برای مشتری نیز موثر خواهند بود. ممکن است مزیت‌های رقابتی اصلی یک کسب‌وکار شامل فعالیت‌های مستقیمی نظیر طراحی محصول یا خدمات مشتریان باشد و حتی به‌صورت غیرمستقیم (مثل اعتماد به برند) نیز تحقق یابد. صرف‌نظر از مستقیم یا غیرمستقیم بودن، مزیت‌های رقابتی معمولا از نظر مقیاس و دامنه گسترده هستند و در نتیجه منجر به بازگشت سرمایه بیشتری می‌شوند.

مایکل پورتر استدلال می‌کند که بهره‌مندی از برخی انواع رقابت برای موفقیت کسب‌وکارهای مختلف حیاتی است. او پیشنهاد می‌کند که شرکت‌ها می‌توانند از رقابت‌های اصلی برای جایگاه‌یابی متفاوت در بازار به نفع خود استفاده کنند. تعیین موقعیت یک شرکت براساس مزیت‌های رقابتی اهمیت بسیاری دارد. اشتباهی که سازمان‌های مختلف ممکن است دچار آن شوند شامل عدم توانایی در شناخت موقعیت کسب‌وکار در یک بازار و هماهنگ ساختن آن با سایر ویژگی‌های رقابتی است. به دنبال چنین اشتباهی، مهم‌ترین مزایای متمایز محصول یا خدمت به خوبی انتقال پیدا نمی‌کند و سازمان مجبور به رقابت بر سر قیمت می‌شود. نتیجه نهایی چنین شرایطی گرایش شدید به فروش محصولات بدون حاشیه سود یا با کمترین حاشیه سود است.

 قدم‌هایی برای شناخت ظرفیت‌های رقابتی

شناسایی توانایی‌های رقابتی کار چندان آسانی نیست. اگر شخصی از شما سوال کند «ویژگی منحصربه‌فرد محصول یا کسب‌وکارتان چیست؟»، ممکن است در عرض چند ثانیه پاسخی برای سوال وی به ذهنتان خطور کند؛ اما هرچه بیشتر به این پرسش بیندیشید، بیشتر درگیر موضوع خواهید شد. برای مثال اگر «تعهد» پاسخ شما باشد، متوجه خواهید شد که حتی نمی‌دانید تعهد به چه چیزی منظور شما است. بدون درک پاسخ‌هایی که به دنبال پاسخ اولیه ظاهر می‌شوند، درواقع نمی‌توان به ویژگی‌های رقابتی کسب‌وکار پی برد. پرداختن به سوالات ذیل ممکن است راهگشا باشد:

در قدم اول سعی کنید بفهمید که مشتریان چه چیزی را مولفه اصلی موفقیت تلقی می‌کنند، به این منظور به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

- رقابت از نظر مشتری تا چه اندازه ضروری است؟

- میزان دشواری تقلید رقبا از رقابت به چه اندازه است؟

- رقابت تا چه اندازه گسترده است؟

براساس مولفه‌های اصلی اشاره شده، در قدم اول تعیین کنید که سازمانتان تا چه اندازه موفق است. این امر شما را در درک مقیاس‌های مورد نیاز برای کسب موفقیت یاری می‌رساند. نحوه ارتباط و پیوند ویژگی‌های مذکور در مرحله دوم را تعیین کنید. این امر در شناخت نحوه وابستگی سازمان به ویژگی‌های رقابتی و نحوه تاثیر برخی فعالیت‌های خاص بر مجموعه‌ای از فرآیندها موثر خواهد بود.

 تهیه نقشه فعالیت‌ها 

مرحله نهایی که به‌منظور اولویت‌بندی ویژگی‌های رقابتی انجام می‌شود، از اهمیت خاصی برخوردار است. تشخیص و تعیین ارتباطات شبکه‌ای میان ویژگی‌های رقابتی نکته‌ای مهم است و تعیین اهمیت هر یک برای موفقیت کسب‌وکار بسیار موثر است. همان‌گونه که پورتر اشاره کرده است این امر به کمک تهیه «نقشه سیستم فعالیت» که شامل خوشه‌ای از فعالیت‌ها و فرآیندهایی است که با محور اصلی رقابت پیوند دارند، صورت می‌گیرد. نقشه‌ای که در ادامه به آن اشاره می‌شود متعلق به شرکت Ikea است.

چنین نقشه‌ای پیوندهای میان فعالیت‌های مختلف یک کسب‌وکار را نشان می‌دهد. برای نمونه یکی از ویژگی‌های اصلی رقابتی شرکت Ikea خودانتخابی مشتری است. فعالیت‌هایی که به‌طور مستقیم با این ویژگی رقابتی در ارتباط هستند در نقشه مشخص شده است. عدم موفقیت در تحقق هر یک از این فعالیت‌ها ممکن است بر رقابت اصلی تاثیرگذار باشد و درنهایت در روند موفقیت سازمان و موقعیت رقابتی آن اختلال ایجاد کند.

 نقش تحقیقات بازار چیست؟ 

پس از شناسایی کامل ویژگی‌های اصلی رقابتی یک کسب‌وکار و فعالیت‌های مرتبط با آن، احتمالا به‌منظور تطبیق این ویژگی‌ها با نیاز‌های بازار به تحقیقات بازار نیاز پیدا خواهید کرد. ویژگی‌های اصلی رقابتی نشان‌دهنده ظرفیت‌های داخلی شرکت شما است و ممکن است در محیط خارج از سازمان باارزش بوده یا بر عکس فاقد ارزش خاصی باشد. نقش تحقیقات بازار، تعیین ارزش هر یک از مولفه‌ها است. به ناچار گروه مختلفی از مشتریان که نیاز‌های آنان ارتباط تنگاتنگی با ویژگی‌های رقابتی کسب‌وکار دارد، هدف اصلی سازمان خواهد بود.

در مثال شرکت Ikea بخش اصلی مشتریانی هستند که ترجیح می‌دهند به فروشگاهی بروند، اتومبیل خود را در پارکینگی پارک کنند، خرید خود را انجام دهند و با وسایل خریداری شده به منزل بازگردند. اما ممکن است چنین ویژگی‌هایی برای گروه دیگری از مشتریان با ارزش نبوده و فروش محصولات با برندهای خاصی در فروشگاه‌ها از نظر آنان مزیت رقابتی تلقی شود. باید تحقیقات بارز به‌منظور شناخت مشتری و نیاز‌های وی و مقایسه آن با ویژگی‌های رقابتی شرکت صورت ‌پذیرد.

به بیان دیگر رقابت‌های اصلی پویا هستند و می‌توان آنها را به‌منظور تحقق نیازهای بازار طراحی و اضافه کرد. هنر تجارت سودآور فراهم کردن شرایط تطبیق پذیری منابع موجود با نیاز‌های بازار است. به‌طور خلاصه، فرآیندی که ما پیشنهاد می‌کنیم مشابه مراحلی است که برای عبور از خیابان باید رعایت شود:

• ایست: شناسایی ویژگی‌های رقابتی و فعالیت‌های مورد نیاز و مرتبط با آن

• نگاه‌کن: تمرکز و دقت به ویژگی‌های رقابتی و بررسی ارزش واقعی محصولات و خدمات ارائه شده و در نهایت تعیین میزان تاثیرگذاری ویژگی‌های رقابتی بر موفقیت سازمان.

• گوش کنید: گوش فرا دادن به صدای مشتری، جویا شدن نظرات آنان در خصوص محصولات خود و رقبا.

برقراری پیوند میان نیازهای مشتری و ویژگی‌های رقابتی کسب‌وکار و ایجاد ویژگی‌هایی منحصربه‌فردی که برای مشتری هدف و نهایی جذاب است.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

برای رسیدن به زندگی ایده‌آل آنچه بیشتر از همه انسان‌‌ها به آن نیاز دارند داشتن سلامت جسمانی و روحی است و در کنارش انگیزه کافی جهت دستیابی به اهداف بزرگ زندگی. داشتن یک زندگی سالم آرزوی هر فردی است زمانی می‌‌توان وارد تعاملات موثر شد و بر دیگران تاثیر مثبت گذاشت که خود فرد از سلامت روانی کافی برخوردار باشد. باتوجه به دغدغه‌های قرن حاضر و تمامی عوامل تنش‌زای که دورتا دور آدمی را احاطه کرده است رعایت برخی نکاتی می‌‌تواند راهگشای مناسبی برای داشتن زندگی ایده‌آل باشد.روانشناسان و پزشکان نکاتی همانند موارد ذیل را جهت تجربه زندگی مناسب‌‌تر ذکر می‌‌کنند:

 هنگام خوابیدن پرده‌‌ها و یا کرکره‌های اتاق خواب خود را به طور نیمه باز نگه دارید:

با نیمه باز نگه داشتن پرده‌های اتاق خواب‌تان به هنگام طلوع خورشید نور طبیعی آفتاب سیگنالی را برای کاهش میزان ترشح ملاتونین به مغز شما می‌‌فرستد و بدین ترتیب ترشح آدرنالین نیز افزایش می‌‌یابد و این همان سیگنالی است که نشان می‌‌دهد زمان بیدار شدن شما فرا رسیده است.

هنگامی که زنگ ساعت شماطه داربه صدا در می‌‌آید شما پیش از این نیمه بیدار خواهید بود. بهتر است شب‌‌ها زود به بستر بروید تا هنگامی که نور خورشید از پنجره به درون اتاق‌تان می‌‌تابد و شما بیدار می‌‌شوید به اندازه کافی خوابیده باشید. حفظ این عادت سبب می‌‌شود ساعت بیولوژیکی مغزتان جایگزین ساعت شماطه دارد و یا زنگ ساعت موبایل‌‌تان باشد.

دست‌‌ها و پاهای خود را پانزده دقیقه کشش دهید:

عمل کشش را صبح حتی قبل از این که چشمان خود را کاملا باز کنید انجام دهید. بازوهایتان را بلند کرده و ورزش خود را با کشش انگشت و دست‌‌ها سپس مچ دست‌‌تان و در نهایت بازوها انجام دهید.

این عمل را با زانونیز انجام دهید. به ترتیب انگشتان پا، قوزک و ساق پایتان را نیز درگیر نمایید. ورزش‌های کششی سبب گرم شدن عضلات و مفاصل شده در نتیجه میزان گردش خون افزایش یافته و میزان اکسیژن بیشتری به بافت‌‌ها خواهد رسید.

۱۵دقیقه زوتر بیدار شوید :

با عجله بیدار شدن سبب برهم ریختگی ذهن و افکارتان می‌‌شود و باعث می‌‌شود شما فقط به فکر زودتر رسیدن به محل کار و کارهای روزمره‌‌تان باشید ونگرانی تاخیر و دیر رسیدن را لمس کنید. چنانچه ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید می‌‌توانید از این فرصت استفاده کرده به کارهایی که باید در طول روز انجام دهید ، لباسی که باید بپوشید و حتی صبحانه‌ای که می‌‌خواهید بخورید بیندیشید در واقع با این کار شما ذهن خود را برای کارهای روزمره‌‌تان آماده می‌‌کنید. ذهن و افکار شما  همان اندازه به آمادگی ذهنی نیاز دارند که بدنتان نیاز به آمادگی دارد.

صبح خود را با  عبارات شادی بخش که به شما انگیزه می‌‌دهد شروع کنید:

شعرهای خواننده مورد علاقه‌‌تان را با صدای بلند بخوانید. حتی زمزمه کردن جملات و عبارات تاکیدی که حاوی اهداف کوتاه مدت و بلند مدت‌‌تان هم باشد به شما انرژی فراوانی می‌‌بخشد. برای خود کارهای که باید انجام دهید را بازگو کنید و احساس خود را نسبت به کارهای انجام شده بیان دارید به عنوان مثال: خوب امروز باید برم بانک کارهای بانکی رو انجام بدم بعد لباس‌‌ها را از اتوشویی بگیرم این عالیه خیالم راحت خواهد شد از بابت این کارها.

 از قرص‌های تقویت کننده استفاده کنید:

گاهی قرص‌های تقویتی می‌‌تواند به شما انرژی بسیاری بخشد و شمارا برای کارهای روزمره‌‌تان آماده سازد بهتر است این کار را با تجویز پزشک انجام دهید.

 برنامه ریزی کنید:

چنانچه می‌‌خواهید در طول روز به تمامی کارهایتان رسیدگی کنید بهتر است قبل از خواب تمامی کارهای روز بعد را در برگه‌ای بر‌حسب اولویت نوشته و زمان‌بندی کنید. این کار سبب می‌‌شود استرس کمتری را در طول روز تجربه کرده و مطمن شوید در صورتی که طبق برنامه رفتار کنید به تمامی کارهایتان خواهید رسید این روند آرامش شما را تضمین خواهد کرد‌.

موسیقی گوش دهید‌:

موسیقی روح و روان شما را جان تازه‌ای می‌‌بخشد چنانچه به موسیقی علاقمند هستید زمانی که صرف صبحانه خوردن و لباس پوشیدن می‌‌کنید با موسیقی همراه کنید‌.

صبحانه خود را با قهوه آغاز کنید‌:

پژوهش‌ها ثابت کرده مصرف متعادل کافئین در صبح سبب افزایش احساس شادی شده و خاصیت آرام بخشی دارد .

زبان خود را مسواک بزنید:

پژوهش‌های علمی بیان می‌‌دارند که هر شب بیش از ۳۰۰ باکتری در دهان رشد می‌‌کند.

مسلما مسواک زدن سریع نمی‌تواند تمامی این باکتری‌‌ها را از بین ببرد. دندانپزشکان توصیه می‌‌کنند جهت جلوگیری از پوسیدگی دندان باید صبح‌ها قبل از خوردن صبحانه دندان‌ها به مدت ۵ دقیقه مسواک زده شوند فراموش نشود روی زبان را نیز باید با مسواک به خوبی تمیز کرد.

قبل از ترک منزل تمام افرادی را که دوست دارید ببوسید :

در ارتباط بودن با افرادی که دوست‌شان دارید باعث کاهش تنش و استرس می‌‌شود و شما را برای شروع یک روز مثبت آماده می‌‌سازد.

عوامل استرس‌زا را از بین ببرید :

عوامل استرس‌زا تمامی زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده و توان انجام کارهای مفید را از شما خواهد گرفت. استرس نه تنها شما را از نظر روحی درمانده می‌‌کند بلکه سبب خستگی‌های مزمن جسمانی نیز می‌‌شود. در واقع سیستم ایمنی بدن را کاهش و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را افزایش می‌‌دهد هر آنچه که سبب شود شما احساس ناخوشایندی داشته باشید باید از زندگی‌‌تان حذف شود. پژوهش‌های یکی از استادان روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا حاکی از این است که استرس بیش از اندازه بر روی تک تک سلول‌‌ها تاثیر منفی می‌‌گذارد و سبب تسریع رشد سلو‌ل‌ها و سریع‌تر پیر شدن می‌‌شود.

راه حل: کارشناسان معتقدند بیش از هر چیز باید ریشه عوامل استرس‌زا را در زندگی‌‌تان بیابید و در صدد از بین بردن آنها باشید. در مواقعی امکان دوری جستن از عوامل استرس‌زا وجود ندارد در این شرایط بهترین راه حل یافتن تکنیک‌های سازگارانه است.

روانشناسان در این زمینه راهنمایی خوبی خواهند بود متاسفانه برخی به جای یافتن علت واقعی و اصلی مشکل‌شان سعی می‌‌کنند با تجویزهای عامه‌پسند همانند تنفس عمیق – ریلکسیشن و غیره به آرامش برسند فارغ از اینکه تمامی این تکنیک‌‌ها موقتی بوده و مسئله اصلی را حل نمی‌کند‌.

به دنبال علایق خود بروید :

آنچه سبب شادی و سرزندگی شما می‌‌شود احساس رضایت خاطر از زندگی روزمره‌‌تان است با خود بیندیشید تا چه حد از زندگی خود رضایت خاطر دارید چند درصد اعمال روزانه‌‌تان سبب احساس شادی و سرزندگی در شما می‌‌شود و چه تعداد از کارها را بر حسب اجبار انجام می‌‌دهید. چنانچه اکثر کارهایی که در روز انجام می‌‌دهید از روی اجبار است و شما را راضی نمی‌کند بهتر است تدبیری بیندیشید فراموش نکنید شما یک بار بیشتر زندگی نمی کنید زمان و جوانی آن چیزی است که شما قادر به کنترل‌اش نیستید بهتر است هر روزتان را به معنای واقعی زندگی کنید. از لحظه به لحظه خود لذت ببرید برای خود لیستی تهیه کنید تمامی علایق خود را در آن درج کرده و برای انجام دادن آن‌‌ها برنامه ریزی کنید.

ورزش کنید  :

کم تحرکی یکی از مشکلاتی است که بیشتر انسان‌‌ها به آن مبتلا هستند. فعالیت‌های ورزشی استرس شما را کاهش داده و مانع از اضافه وزن می‌‌شود تحقیقات نشان داده ورزش مانع ابتلا به آلزایمر می‌‌شود. حتی اگر زمان رفتن به باشگاه و پرداختن به فعالیت‌های ورزشی را ندارید می‌‌توانید با پیاده‌روی فعالیت بدنی خود را افزایش دهید.

به عنوان مثال اتومبیل خود را کمی دورتر از محل کارتان پارک کنید و به جای استفاده از آسانسور از پله بالا بروید. زمانی که به انجام این کارها عادت کردید آنگاه می‌‌توانید نرمش و ورزش را شروع کنید. ۳۰ دقیقه یا بیشتر در روز پیاده‌روی کنید.

بر تغذیه خود نظارت کنید :

چربی‌های اشباع شده که در گوشت قرمز یا گوشت مرغ ، شیر و کره به وفور یافت می‌‌شود میزان کلسترول خون را افزایش داده و شما را مستقیما به سمت بیماری‌های قلبی هدایت کند. از رژیم غذایی تک اشباعی نظیر روغن زیتون و بادام زمینی و همچنین انواع غیر اشباع شده آن مانند روغن‌های گیاهی و ذرت استفاده کنید. هر چند با استفاده از رژیم و شیوه غذای مدیترانه‌ای ممکن است وزن شما کاهش نیابد اما حداقل سلامت بدن تضمین خواهد شد. افراد باید میزان مصرف چربی‌های اشباع شده خود را در طول یک روز به رقمی حدود ۱۰ درصد و یا پایین‌‌تر برسانند.

تنفس هوای آلوده:

در شرایطی که بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا افزایش یافته است بهتر است سعی کنید تا جایی که امکان دارد در روز‌های که آلودگی هوا بالای حد هشدار است  از خانه خارج نشوید.

خوب بخوابید :

متاسفانه برخی بر این باورند که تحمل کم خوابی یک توانایی است فارغ از اینکه تحقیقات نشان داده کمبود خواب سبب بروز چاقی، دیابت، فشار خون و مشکلات حافظه می‌‌شود.

این علایم حتی در جوانان و نوجوانان نیز به وضوح قابل رویت است. برای یک خواب خوب ابتدا اتاق خواب خود را  ازهر گونه عوامل مزاحم پاکسازی کنید تا تبدیل به بهترین مکان برای خوابیدن شود.

تلویزیون و سایر وسایلی که سبب حواس پرتی می‌‌شوند را از اتاق خارج کنید از پرده‌هایی استفاده کنید که اندکی تیره‌‌تر هستند تا نور اتاق کم شده و تاریک‌‌تر شود.

به وزن ایده‌آل‌‌تان برسید :

چاقی بیش از اندازه خطر بیماری قلبی و دیابت و حتی سرطان را افزایش می‌‌دهد. این امر در حالی است که نیمی از مردم جهان چاق هستند. محققان معتقدند که توانایی در حفظ رژیم غذایی خیلی مهم‌‌تر از نوع رژیم غذایی است.

دانشمندان چندین رژیم غذایی مختلف را مورد بررسی قرار داده‌اند و پژوهش‌‌ها حاکی از این است، آنهایی که در رژیم غذایی‌شان مداومت داشته و به توصیه‌های دکتر تغذیه عمل کرده بودند در کاهش وزن موفق‌‌تر بوده‌اند و احساس رضایتمندی بیشتری از اندام خود داشته که همین امر سبب افزایش اعتماد به نفس شان شده است.

تحقیات نشان داده این افراد بعد از کاهش وزن فعالیت‌های اجتماعی شان افزایش یافته است یک رژیم ایده‌آل آن چیزی نیست که آشنایان – دوستان و اطرافیان‌تان تجویز می‌‌کنند شما باید از رژیمی تبعیت کنید که مطابق با شیوه زندگی‌‌تان بوده و بتوانید آن را حفظ کنید.

دوستان خود را ملاقات کنید:

تمامی کسانی که به شما آرامش و احساس خوب می‌‌دهند را شناسایی و سعی کنید زمانی را با آنها بگذرانید انسانها فطرتاً اجتماعی هستند و دوست دارند در گروه‌های قرار گیرند که با آنها علایق مشترک دارند.

 مسافرت‌های طولانی مدت را در برنامه‌های خود بگنجانید :

هیچ چیز بهتر از این نیست که برای مدتی از دغدغه‌های زندگی روزمره رهایی یابید سفرهای طولانی افکار شما را آرام ساخته و مانع خستگی ذهنی می‌‌شود. مسلما بعد از سفر با انرژی بیشتری به کارهای‌‌تان رسیدگی خواهید کرد .

روابط زناشویی خود را ارتقا دهید:

داشتن یک رابطه عاطفی موثر زوجین را برای رویارویی با هر تنش و مشکلی اماده می‌‌سازد. در این مسیر بهتر است زوجین توجه بیشتری به رابطه زناشویی خود داشته و در صورت هر گونه نارضایتی از رابطه‌شان جهت رفع آن بکوشند و از مشاورین و متخصصان برای بهبود روابط خود کمک گیرند.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

تصمیم گیری یک فرایند ذهنی یکپارچه است که ما معمولاً تا هنگامی که عواقب غیرمنتظرۀ انتخابمان آشکار نگردد از آن بی اطلاع هستیم. آنگاه با تعجب از خود می پرسیم: “چرا این گزینه را انتخاب کردم؟

تصمیم عقلانی، از طریق به کار گیری یک فرایند مشخص گرفته می شود. چنین تصمیمی بر اساس ارزش ها و فهم تصمیم گیرنده بوده و شامل در نظر گرفتن گزینه های گوناگون و ارزیابی اثر هرکدامشان است. تصمیم عقلانی ممکن است از عرف های اجتماعی و انتظارات دیگران تبعیت کند یا نکند.

۵ مانع در اتخاذ تصمیم درست

یک- قالب های ذهنی

قالب های ذهنی، یعنی تمایل به درک مسایل به گونه ای خاص. این قالب ها باعث می شود که برای حل مسایل تنها برخی از اطلاعات را از حافظه مان بازیابی کنیم. در صورتیکه باید از همه آنچه یادگرفته ایم یا تجربه کرده ایم در حل مسایلمان استفاده کنیم. خوب است که به یاد داشته باشیم که قالب ذهنی ما قادر به حل همه مسایل نیست.

دو- صلبیت در عمل

صلبیت در عمل، ناتوانی در استفاده از ابزارها و مفاهیم در دیگر کاربردهاست. این صلبیت در به کارگیری ابزارها و مفاهیم باعث می شود نتوان از آنها به صورت خلاقانه در حل مسایل استفاده کرد. هرچقدر بیشتر که از ابزار و مفاهیم در یک مسیر خاصی استفاده کنیم کمتر میتوانیم کاربرد دیگری از آن پیدا کنیم

سه- تعصب در تایید

تعصب در تایید یعنی تنها شواهد و مدارکی را مورد تایید قرار دهیم که باعث تقویت فرضیات و عقاید ما شود و از نشانه ها و شواهدی که مغایر با فرضیات و عقاید ما باشد، صرف نظر می کنیم. بنابراین در حل مسئله، تنها شواهدی را مدنظر قرار می دهیم که در راستای راه حل مطلوب ما باشد. این خطرناک است زیرا تصمیم اتخاذ شده بر اساس شواهد و نشانه ها نیست بلکه بر اساس تعصبات و پیش داوری های ماست.

چهار- استفاده از اطلاعات موجود

ما تمایل داریم که بر اساس اطلاعاتی که در لحظه در اختیارمان است، تصمیم بگیریم. البته گاهی باید سریع یا اینکه بر اساس اطلاعات موجود تصمیم گرفت. اما بیشتر اوقات می توانیم با گذاشتن زمان بیشتر، اطلاعات بیشتری گرد آوردیم.

پنج- ارزیابی نکردن پیامدها

برخی از تصمیم ها و راه حل ها به قدری خوب به نظر می رسند که ما سریعاً نسبت به آن اقدام می کنیم بدون اینکه تاثیر آن تصمیم یا راه حل را در دیگر جنبه های زندگی مان ببینیم.

ده گام در تصمیم گیری عقلانی

در هر موقعیت مهمی که نیاز به یک تصمیم مهم دارید، این گام ها می تواند به کار گرفته شود. اگر از این گام ها استفاده کنید، در زندگی شخصی یا شغلی، می توانید تصمیم های بهتری بگیرید

یک – هر چه بیشتر مشخص کنید که ضرورت و چرایی گرفتن این تصمیم چیست.

آیا شما باید در این باره تصمیم بگیرید یا کس دیگر؟ آیا لازم است که تصمیم بگیرید؟ (اگر حداقل دو گزینه نداشته باشید، تصمیم گیری بی معنی است) تا چه زمان لازم است که این تصمیم گرفته شود؟ چرا این تصمیم برای شما مهم است؟ چه کسانی در این تصمیم ذینفع هستند؟ چه ارزش هایی در این تصمیم در برگیرنده شماست؟

دو- هر گزینه ای که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید.

ذهن خود را نسبت به هرآنچه که به تصور می رسد باز بگذارید. ذهنتان را آزاد بگذارید و آن را سانسور نکنید. اینجا زمان داوری نیست. فقط مطمئن باشید که هرآنچه ممکن است را نوشته اید

سه- ببینید که کجا می توانید اطلاعات بیشتری در مورد گزینه های ممکن به دست آورید.

اگر تعداد گزینه های شما کم است، یک دلیلش کمبود اطلاعات است. منابعی که می تواند اطلاعات بیشتری به شما دهد عبارتند از : دوستان، خانواده، همکاران، سازمان های دولتی، موسسات تخصصی، اینترنت، روزنامه ها، مجلات، کتب و مواردی از این دست

چهار- گزینه های تان را بررسی کنید.

از همان محلی که اطلاعات خود را کسب کرده اید در مورد ویژگی های هر گزینه نیز تحقیقی داشته باشید

پنج – فهرست بندی و اولیت بندی گزینه ها

تمام گزینه هایتان را فهرست کرده و آنها را اولویت بندی کنید که کدامشان برای شما مناسب تر است. ابتدا ارزشی که هر گزینه برای شما خواهد داشت را مشخص کنید . گزینه ایکه در چارچوب ارزشی شما جای ندارد را حذف کنید

شش- بررسی نتیجه

نتیجه هر گزینه را تصور کنید و چه خوب است که اثری که بر شما می گذارد را یادداشت کنید

هفت- کنترل کنید.

کدام یک از گزینه های باقی مانده ، اجرایی تر است؟ آنهایی که احتمال اجرایی شدنشان کم است را کنار بگذارید

هشت- کدام گزینه با شما هماهنگی دارد؟

از میان گزینه های باقی مانده، کدامش برای شما مناسب تر است. این ها تصمیم عقلانی شماست. اگر گزینه ای را دوست داشته باشید اما نتیجه آن برای شما مناسب نباشد، این تصمیمی عقلانی نیست. اگر گزینه ای را دوست نداشته باشید اما نتیجه آن برای شما مناسب باشد، نیز گزینه ای عقلانی نیست. تصمیم عقلانی آن است که هم آن را دوست داشته باشید و هم برای شما نتایج عقلانی در بر داشته باشد

نه- شروع کنید.

وقتی تصمیمتان را گرفتید، به سمت آن بروید. در اینجا تردید یا نگرانی، تنها باعث ملالت می شود. شما بهترین کاری که در آن مقطع می توانسته اید را انجام دادید. اگر بخواهید می توانید در آینده تصمیم تان را عوض کنید. در نظر داشته باشید که هیچ تصمیمی ، وحی منزل نیست

ده- اجرای تصمیم چطور پیش می رود؟

در هر نقطه خاصی در مسیر هدف، تصمیم خود را بازنگری کنید. آیا نتایج بر اساس انتظار شماست؟ آیا نتایج شما را خوشحال می کند؟ آیا می خواهید تصمیم تان به همین صورت باشد یا اینکه می خواهید آن را تغییر دهید؟ اگر تصمیم شما، آنچه در نظر داشتید را برآورده نمی سازد، فرایند تصمیم گیری را بازنگری کنید. در این بازنگری، این پرسش ها را بپرسید: «آیا اطلاعات کافی را نداشتم؟ چه ارزش هایی به میان آمده اند؟ آیا اینها ارزش های من است یا ارزش های دیگران؟» در نظر داشته باشید که شما همواره می توانید، نظرتان را تغییر دهید.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :

اخلاق خوش و انرژی، مسری هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستانتان بیرون بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و اجازه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خلق و خوی خوب آن‌ها د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شما تاثیر بگذارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به شما انرژی بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

**سپری کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن ساعتی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر طبیعت

هر زمان که امکانش برای شما مهیا شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ – حتی برای ساعتی – به تنهایی به طبیعت بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برای آرامش گرفتن از طبیعت، حتی یک پارک عمومی هم جای بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نیست. اگر این امکان برای شما وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یک پیاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه روی ساد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر محله خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان هم می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مفید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. البته سعی کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به مکان‌هایی بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که کمی جد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

آنچه شما به آن نیاز د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: هوای تازه، طراوت و نگاهی تازه به محیط پیرامون‌تان است؛ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر مکان‌هایی که عاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ت ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، توقف کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به آنچه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر اطراف‌تان می‌گذرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نگاه کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بی‌هیچ عجله‌ای، نفس عمیق بکشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بوها را استشمام کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و زند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی را که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر همه‌جا به فور جریان د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حس کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. آیا متوجه هستید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که تا چه حد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نیای پیرامون‌تان شگفت‌انگیز و فوق‌العاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه است؟

**عبور ابرها را د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آسمان نگاه کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌!

یکی از کارهایی که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر این هنگام می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بسیار شما را آرام کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تماشای ابرهای د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رحال حرکت است. این ابرها سال‌ها قبل از ما بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و سال‌ها بعد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از ما هم خواهند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن به این مساله باعث کاسته شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن از اهمیت مسائلی می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که آرامش ما را مختل کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

**استراحت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن

بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن انسان ماشین است و وقتی بیش از حد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تحت فشار قرار می‌گیرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، خسته می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ هنگامی‌که که بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن خسته می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، خستگی خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر سطح انرژی جسمی و روحی ما منعکس می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.اگر احساس خستگی می‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، زمانی را به استراحت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر خانه یا هرجایی که احساس خوبی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آن د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اختصاص د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.  تلویزیون را خاموش کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، لپ‌تاپ یا گوشی تلفن خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را کنار بگذارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌راز بکشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. یک فنجان چای گرم یا د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌منوش آرامش‌بخش بنوشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و کتاب مورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ علاقه‌تان را بخوانید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. لحظاتی که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آن هیچ کار استرس‌زایی انجام نمی‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هیم بهترین زمان برای تجد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قواست.

**خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن میوه‌های تازه

به بازار میوه و تره بار بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و میوه‌های تازه فصل را بخرید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. هر طور که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن‌ها را میل کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حتی اگر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آب میوه‌ها را بگیرید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و بنوشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نهایت بهره را از مرکبات (پرتقال، گریپ‌فروت، نارنگی و…) که سرشار از ویتامینC هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و انواع مغزها ببرید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چرا که این مواد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مغذی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شمن استرس و خستگی هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.  اگر نوع تازه مغزها د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سترس باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بهتر است (به خاطر منیزیم بالای آن‌ها). از نظر علمی ثابت شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه که مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه، خطر ابتلا به افسرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی را کاهش می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن شکلات تیره هم شاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آور است.

همچنین یک فنجان چای سبز گرم می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای کسب آرامش و از بین رفتن خستگی و استرس شما بسیار موثر باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نوشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن چای سبز را همانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ روشی پالایند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر برنامه زند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بگنجانید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

**خواب خوب شبانگاهی

امشب کمی زود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر به رختخواب بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (حد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و ساعت زود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از همیشه). حمام آب گرم قبل از خواب می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به شما برای آرام کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن جسم و زود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن آن از تنش‌ها و سموم کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. امشب تلویزیون نگاه نکنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تلویزیون شما را عصبی کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه و از آرام شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن‌تان جلوگیری می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر برای‌تان ممکن است، فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ا صبح کمی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرتر از خواب برخیزید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (حتی اگر مجبور باشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای رسید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن به کارهای‌تان زمان کمتری را به حمام صبحگاهی خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اختصاص د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌).

**رها شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن از انرژی‌های منفی

به کمک ورزش برای تخیله استرسی که بر روی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وش شما سنگینی می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ورزش کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و اگر نمی‌توانید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پیاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه روی کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشتن فعالیتی جسمی که کمی به بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نتان فشار وارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، باعث می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن ترکیبی از هورمون‌ها را تولید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که نقش مهمی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر سلامت روحی و جسمی ایفا می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر کمی احساس افسرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی می‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شاید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به این د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل است که به اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ازه کافی تحرک ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

**تماشای فیلم

گاهی تماشای فیلم کمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر تغییر روحیه شما موثر باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مطمئناً فیلم‌هایی وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ت‌هاست منتظر فرصتی مناسب برای تماشای آن‌ها هستید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: بهترین فرصت همین امشب است. وقتی احساس می‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که کم‌حوصله شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تماشای فیلمی خوب می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به شما بسیار کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چرا که هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ف، تنها آرام کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن ذهن شماست.

**گرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ش و بیرون رفتن با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستان

اخلاق خوش و انرژی، مسری هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستانتان بیرون بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و اجازه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خلق و خوی خوب آن‌ها د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شما تاثیر بگذارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به شما انرژی بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به عنوان مثال رفتن به رستوران، کافی شاپ و … همراه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستان، به شما اجازه می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی را که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ملاقات کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ارتباط با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستان برای د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشتن احساسی خوب، ضروری است.‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌این ۷ راهکار بسیار ساد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه می‌توانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر رهایی از حس‌های منفی، بسیار موثر باشند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اما با این وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اگر حس افسرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی و بی‌حالی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شما همچنان باقی است.

حتما با یک مشاور مشورت کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: شاید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ این حالات، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل پزشکی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشته باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. یاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان نرود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که صحبت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن با اطرافیان می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر حل مشکلات به شما بسیار کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

اصطلاحی در روانشناسی هست به نام سر سختی روانشناختی و در مورد افرادی به کار برده می شود که در برابر فشار روانی مقاومند. برخی از خصوصیات این افراد به شرح زیر است

یک روانشناس با تشریح عوامل استرس‌زا در محیط شغلی، گفت: «چالش‌خواهی و اقدام به حل کارهای فراوان»، «حفظ کنترل» و «تعهد نسبت به کار» جزو ویژگی‌های یک انسان سرسخت است و افراد بی‌علاقه نسبت به شغل دچار دلزدگی می‌شوند.

حجت‌اله فراهانی به تشریح عوامل استرس‌زا در محیط شغلی پرداخت و اظهار داشت: جوّ و فرهنگ سازمانی یکی از عواملی است که در فرد تولید تنش روانی می‌کند. جوّ مجموعه قواعد، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های یک سازمان و فرهنگ نیز ارتباطات بین فردی و محیط فیزیکی است.

وی افزود: نیاوردن به موقع چای، شلوغی طبقه، عدم تهویه هوا، نداشتن فرصت کافی برای صرف صبحانه، میان‌وعده و ناهار می‌تواند در فرد تولید استرس کند.

وی ادامه داد: البته انسان‌ها ته مانده‌های استرس خود را به محیط کاری می‌آورند و این موضوع می‌تواند موجب تشدید استرس های شغلی شود.

این متخصص حوزه بهداشت روان تصریح کرد: فشار کاری و انجام کارهای همزمان، استرس را چندین برابر می‌‌کند. هر چند میزان مشخصی از استرس برای برانگیختگی لازم است اما چنانچه استرس از حد مجاز بگذرد، فرد دچار اختلال روانی می‌شود.

وی با توصیه به دارندگان مشاغل پر استرس مانند خبرنگاری گفت: بهتر است ساعات کار خود را تنظیم کنید زیرا اضافه‌کاری تولید استرس بیشتری می‌کند.

وی با اشاره به استرس‌پذیری به عنوان ویژگی شخصیتی افراد، اظهار داشت: یکی از مؤلفه‌های مهم استرس‌پذیری، سرسختی روانشناختی است. بخشی از این سرسختی نیز سرشتی است، اگر فردی ویژگی سرسختی را در خود افزایش دهد، استرس‌پذیری او کمتر می‌شود.

این روانشناس با بیان ۳ ویژگی انسان سرسخت، گفت: «چالش‌خواهی و اقدام به حل کارهای فراوان»، «حفظ کنترل» و «تعهد نسبت به کار» جزو ویژگی‌های یک انسان سرسخت است. هر فردی این ۳ ویژگی را داشته باشد، استرس‌پذیری کمتری دارد.

وی با اشاره به محدودیت‌های افراد در تغییر سازمان‌ها اظهار داشت: برخی محدودیت‌ها موجب می شود تا افراد نتوانند شغل خود و سازمان خود را تغییر دهند زیرا برخی مشاغل به گونه‌ای هستند که در هر سازمانی وجود داشته باشند تولید استرس می‌کنند.

این متخصص حوزه بهداشت روان، علاقه‌مندی را در مؤلفه تعهد مهم دانست و اظهار داشت: وقتی به کار خود علاقه‌مند باشیم، تعهد نیز به دنبال آن ایجاد می‌شود بنابراین سازمان‌ها باید افراد علاقه‌مند و هماهنگ به لحاظ شخصیتی نسبت به شغلی مشخص را انتخاب کنند، تصور کنید فردی برون‌گرا است و او را در جایی که ارتباط با افراد دیگر به حداقل می‌رسد، قرار دهیم،‌ قطعاً او دچار استرس و افسردگی می‌شود. یا مثلاً فردی درونگرا را نمی‌توان برای روابط عمومی انتخاب کرد.

وی ادامه داد: علاقه، موجب تعهد و تعهد موجب سرسختی و سرسختی موجب کاهش استرس‌پذیری می‌شود. در نتیجه فرد با استرس کمتری مواجه خواهد شد.

فراهانی گفت:‌ اصطلاحی به نام «دلزدگی شغلی» وجود دارد که استرس و فرسودگی محسوب نمی‌شود اما به شدت در افراد ایجاد تنش روانی می‌کند. «دلزدگی شغلی» ناشی از بی‌علاقگی نسبت به شغل است و ارتباطی با سختی کار نیز ندارد، افراد به دلیل عدم علاقه، تعهدی در قبال کار خود احساس نمی‌کند.

وی افزود: انتخاب شغل به هر قیمتی و بدون توجه به میزان علاقه‌مندی، عدم تعهد محسوب می‌شود برای همین است که تعهد شغل خبرنگاری بالاست زیرا این قشر از جامعه علاقه‌مندی بالایی نسبت به شغل خود دارند.

وی ادامه داد:‌ سازمان‌ها باید مصاحبه‌های شغلی ترتیب داده تا میزان علاقه و تعهد کارکنان خود را مشخص کنند، همچنین باید سختی کار به کارمندان گوشزد شود. سلامت روان امر مهمی در شغل است، متأسفانه برخی با وجود اختلالات روانی شغلی را انتخاب می‌کنند که موجب استرس بیشتری در آنها می‌شود، همچنین باید به سلامت جسمی نیز در استخدام‌ها توجه کرد.

این متخصص حوزه بهداشت روان خاطر نشان کرد: فردی که استرس شغلی دارد و از طرفی حرفه خود را دوست دارد، باید «مهارت‌های ارتباطی»، «حل مسئله» و «برنامه‌ریزی» را یاد بگیرد، چنانچه استرس مربوط به محیط شغلی باشد با یادگیری موارد فوق می‌توان آن را کنترل کرد، اما چنانچه استرس از نوع منتشر باشد و در سایر محیط‌های زندگی فرد نیز وجود داشته باشد، باید تحت درمان دارویی قرار گیرد.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

1) پول، دانش است:

_ امروزه، دارایی های قدیمی شما را ثروتمند یا از لحاظ مالی ایمن نمی سازند. ممکن است در کسب و کار، املاک، سهام، اوراق قرضه، کالاها و حتی در طلا پول تان را از دست بدهید.

_ دانش، شما را ثروتمند و نداشتن دانش، شما را فقیر می سازد.

_ در این دنیای پر شکوه جدید، این دانش شماست که پول جدید شما را به وجود می آورد.

2) بیاموزید که چگونه از بدهی بهره ببرید:

_ بدهی گسترش یافته است، چون بانک ها می توانند با ساختن بدهی بیشتر(وام ها)، پول بیشتری تولید کنند.

_ بدهی، بد نیست؛ استفاده نادرست از بدهی، بد است. اگر می خواهید از نظر مالی پیشرفت کنید، باید یاد بگیرید از بدهی استفاده کنید، نه سوء استفاده.

_ بدهی می تواند شما را ثروتمند و یا فقیر سازد. بنابراین هم فقیرها و هم ثروتمندها نیاز دارند که یاد بگیرند از بدهی بهتر بهره ببرند.

3) یاد بگیرید که چگونه جریان نقدی را کنترل کنید:

_ هنگامی که شما بدهکار هستید، پول نقد از سوی شما به سوی دیگران جریان می یابد.

_ امروزه تعداد زیادی از مردم در تنگنای مالی قرار دارند، زیرا پول نقد بسیار زیادی از جیب های شان به بیرون جاری است و پول کمی در جیب های شان جریان  دارد.

_ اگر می خواهید از نظر مالی ایمنی یابید، باید یاد بگیرید که چگونه پول نقد بیشتری به درون جیب های تان جاری سازید.

4) برای دوران بد آماده شوید که فقط دوران خوب را خواهید دید: با آماده شدن برای دوران بد(رکود بازار، تورم شدید و...)، در دوران خوب(رونق بازار و...) به خوبی عمل خواهید کرد.(مانند داستان یوسف که با 7 سال آماده سازی مصر در دوران فراوانی، موجب شد که در دوران 7 ساله خشکسالی با دشواری کمتری رو به رو شوند)

5) نیاز به سرعت:

_ با سرعت گرفتن سیستم مالی دنیا، پول به صورت پول دیجیتالی(الکترونیکی) تکامل یافته است.

_ امروزه، مردم کند نادیده گرفته می شوند. بنابراین هر چه فردی سریع تر تعامل کاری داشته باشد، پول بیشتری به دست می آورد.(مانند کسب و کارهای اینترنتی)

_ مردم به جای آنکه ماهانه پول به دست بیاورند، می توانند هر ثانیه پول کسب کنند.

_ آنهایی که در آینده موفق خواهند بود، کارآفرین هایی هستند که می فهمند پول و کسب و کار چقدر سریع در حال دگرگونی هستند و همچنین آنهایی که توانایی و انعطاف تغییر سریع و سازگار شدن با شرایط را دارند.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سعید براتی

سطح صفر:

_ این افراد هیچ چیز برای سرمایه گذاری ندارند.

_ آنها یا هر پولی را که به دست می آورند خرج می کنند یا اینکه بیش از میزان درآمد خود خرج می نمایند.

_ بسیاری از افراد فقیر در این سطح قرار دارند.

سطح (1): قرض گیرندگان

_ این افراد مسایل مالی خود را با پول قرض گرفتن حل می کنند(پرداختن بدهی ها با قرض گرفتن از دیگران و...)

_ اغلب با پولی که قرض می گیرند سرمایه گذاری می کنند.

_ ممکن است کمی دارایی هم داشته باشند، ولی حقیقت این است که میزان بدهی آنها بسیار زیاد است.

_ اغلب نسبت به پول و عادت های هزینه کردن خود آگاهی ندارند.

_ آنها بر این باورند که ارزش املاک و مستغلات پیوسته رو به افزایش است.

_ سخنانی مانند: ((اقساط ماهیانه اندک))، همیشه توجه آنها را به خود جلب می کند!

_ خرید کردن، فعالیت دوست داشتنی آنهاست و اغلب چیزهایی را می خرند که معمولا به دردشان نمی خورد.

_ آنها فکر می کنند که وام های بلندمدت کار هوشمندانه ای است و خود را گول می زنند که اگر سخت تر کار کنند، سرانجام روزی صورت حساب های شان را پرداخت خواهند کرد.

_ همه درآمدی را که به دست می آورند، خرج می کنند(اگر پولی داشته باشند خرج کرده و اگر نداشته باشند قرض می گیرند).

_ تنها مصرف کننده هستند(مغازه دارها و فروشندگان عاشق آنها هستند!).

_ آنها فکر می کنند که "پول" بیشتر مسایل شان را حل می کند، ولی هرقدر هم که پول دربیاورند، تنها بیشتر در قرض فرو می روند.

_ این سطح از سرمایه گذاران اغلب ثروتمند به نظر می رسند(خانه و اتومبیل گرانقیمت و...)، ولی همه آنها را با فرو رفتن در قرض به دست آورده اند.

_ آنها ممکن است پول زیادی به دست آورند، ولی تنها به اندازه یک بدبیاری حرفه ای با ورشکستگی مالی فاصله دارند!

سطح(2): پس اندازکنندگان

_ این افراد همیشه مقدار کمی از پول خود را کنار می گذارند و این پول را در جاهایی با ریسک پایین و بهره اندک(بازار پول، حساب پس انداز یا سپرده بانکی و...) پس انداز می کنند(به دلیل نیاز عمیق به امنیت که ریشه در ترس دارد).

_ آنها اغلب پس انداز می کنند تا خرج کنند، نه این که سرمایه گذاری نمایند!

_ همیشه می خواهند نقدی پرداخت کنند، زیرا از اعتبار و قرض وحشت دارند. درعوض فکر می کنند جای پول شان در بانک امن است!

_ حتی زمانی که می بینند در شرایط اقتصادی بد، "پس انداز" با توجه به نرخ تورم و مالیات بازده منفی دارد، باز هم نمی خواهند ریسک زیادی را تحمل کنند.

_ آنها می توانند به جای پس انداز کردن، زمان شان را صرف یادگیری شیوه سرمایه گذاری نمایند، ولی اغلب این کار را نمی کنند.

سطح(3): سرمایه گذاران باهوش

_ این افراد به ضرورت سرمایه گذاری واقف هستند.

_ به طور عام افراد باهوشی هستند که از تحصیلات خوبی برخوردارند و طبقه میانمایه(متوسط) جامعه را تشکیل می دهند، ولی زمانی که نوبت به سرمایه گذاری می رسد، در این زمینه اطلاعات خوبی ندارند یا فاقد شم سرمایه گذاری هستند.

_ ممکن است از مدارج دانشگاهی پیشرفته و بالا برخوردار باشند(پزشک، استاد دانشگاه و...)، ولی تعداد کمی از آنها دارای اطلاعات مالی یا آموزش رسمی در دنیای برد و باخت سرمایه گذاری هستند.

_ این سطح از سرمایه گذاران از 3 طبقه عمده تشکیل می شوند:

1)افرادی که کاری به پول ندارند(پول نقش کمرنگی در برنامه ریزی دوران بازنشستگی آنها ایفا می کند یا این که آن را به دست یک برنامه ریز مالی می سپارند)، آینده مالی را از ذهن خارج می کنند و هر روز سخت تر کار می کنند و به خود می گویند: دست کم یک حقوق بازنشستگی دارم!

2)افراد بدبین: به همه دلایلی که سرمایه گذاری ها را با شکست رو به رو می سازد واقفند، ولی در کمال شگفتی همین افراد در بازار بسیار ساده لوحانه عمل می کنند، اغلب باهوش و با اقتدار به نظر می رسند، ولی در ورای چهره های اندیشمند آنها ترس نهفته است، اغلب با تاخیر وارد نوسان های عمده بازار می شوند چون منتظر تایید عمومی هستند، در اوج گرانی بازار می خرند و در کف ارزانی می فروشند!، اطرافیان خود را با ترس شدید خود تحت تاثیر قرار می دهند، به ندرت اتفاق می افتد که مطالب مفیدی در مورد موفقیت مالی برای گفتن داشته باشند، به راحتی می توانند کشف کنند که همه چیز اشتباه است و با همین شیوه ناآگاهی یا کم جراتی خویش را پنهان می کنند و...

3)قماربازان: به اندازه کافی دقت به خرج نمی دهند، پیرو هیچ قانون یا ضابطه تجاری نیستند، بیشتر زمان ها می بازند، همیشه در جست و جوی روش های تازه و هیجان انگیز سرمایه گذاری هستند و به جای سخت کوشی بلندمدت و مطالعه و درک مفاهیم درصدد یافتن راه های کوتاه یا میانبر هستند، به یکباره وارد بازی می شوند بدون این که بدانند چه کسانی در بازی شرکت دارند و چه کسانی قوانین بازی را تعیین می کنند، در حقیقت زمانی که سخن از سرمایه گذاری پول به میان بیایید دچار تنبلی می شوند! و...

سطح(4): سرمایه گذاران بلندمدت

_ این افراد نیاز به سرمایه گذاری را به خوبی درک می کنند.

_ آنها در تصمیم های سرمایه گذاری خود بسیار فعالانه عمل می کنند و برنامه بلندمدت مشخصی دارند که به رسیدن آنها به اهداف مالی خود کمک می کند.

_ آنها پیش از هر سرمایه گذاری در واقع تلاش می کنند در آن زمینه دانش به دست آورند.

_ از مزایای سرمایه گذاری دوره ای بهره می برند و هرگاه ممکن باشد به روشی سرمایه گذاری می کنند که از مالیات معاف شوند.

_ از همه مهم تر اینکه سفارش برنامه ریزان مالی شایسته را نیز به کار می برند.

_ این سطح از سرمایه گذاران افرادی بردبار هستند و از زمان به خوبی استفاده می کنند.

 منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :

در قرن بیست و یکم شاهد ظهور قدرت‌های صفر و یکی در دنیا هستیم، قدرت‌هایی که علی‌رغم بدیع بودنشان همچنان تحت نفوذ و تسلط ایرانی‌ها هستند.

به گزارش تسنیم، استعداد و نبوغ اهالی ایران زمین از قرن‌ها پیش به واسطه ظهور اندیشمندان و فلاسفه‌ به نام بر بشر خاکی پوشیده نبوده و نیست؛ امروز هم به واسطه همین پشتوانه قوی ملی میهنی شاهد تکیه افرادی از این مرز و بوم بر کلیدی و استراتژیک‌ترین جایگاه‌های تصمیم‌ساز در عصر اطلاعات هستیم.

ایرانیانی که تا قرن‌ها مظهر تولید و صادرات دستاوردهای علمی اعم از ریاضیات، حساب، منطق، فلسفه و علوم پزشکی بوده‌اند، در سکانس عصر انفجار اطلاعات نیز صحنه‌گردانان به نامی هستند که کارگردانان شهیر را به سمت جذب خود کشانیده و در عرصه‌های جهانی نقش آفریتی کرده‌اند.

قرن بیست و یکم که پرده‌گردان عصر صفر و یک است با تکیه بر قدرت اطلاعات، معادلات کهنه جهانی را به گونه‌ای متحول ساخته که قدرت را در کف سیاست‌مداران اطلاعاتی گذاشته و دیگران را زیر سلطه آنها فرض کرده و در واقع ملاکی برای برتری جویی شده است.

در چنین عصری، شاهد جلوه‌گری غول‌های اطلاعاتی هستیم که مراکزی برای انباشت اطلاعات به حساب آمده و تحلیل‌گران قدرتمند قرن بیست و یکم به حساب می‌آیند اما با کمی دقت متوجه هدایت همین غول‌ها توسط مدیران ایرانی می‌شویم.

قدرت ایران امروز جهانی است و برای اثبات چنین ادعایی کافی است نگاهی به ساختار بزرگترین شرکت اطلاعاتی جهان یا به عبارتی غول اینترنتی دنیا بیاندازیم تا شاهد نقش آفرینی ایرانی‌ها در آن باشیم.

تاجر ایرانی مدیر ارشد کسب‌وکار گوگل

امید کردستانی مشاور ارشد مدیر عامل گوگل و تاجر ایرانی-آمریکایی است که در تهران به دنیا آمد.

وی در سن چهارده سالگی پس از مرگ پدرش به کالیفرنیا رفت و مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی برق در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه ایالتی سن خوزه گرفت.

کردستانی در سال ۱۹۹۱ موفق به اخذ مدرک کارشناسی‌ارشد مدیریت ارشد کسب‌و‌کاراز (MBA) دانشگاه استنفورد شد.

کردستانی که سابقه بیش از ۱۲ سال فعالیت در زمینه فناوری سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند ۳DO، Go و هیولت پاکارد و نت‌اسکیپ را دارد به واسطه مسئولیت برقراری ارتباطات تجاری با

شرکت‌هایی چون ای‌بِی، سیتی‌بانک، آمریکن‌آن‌لاین، آمازون، تراولاسیتی، اینتل و اکسایت، صاحب تجارب ارزنده‌ای شد که وی را تا مشاور ارشدی گوگل پیش برد.

گفته می‌شود او یکی از ثروتمندترین ساکنین کالیفرنیای شمالی است.

این مدیر خلاق ایرانی تابستان امسال طی حکم جدیدی به مدیریت ارشد کسب‌وکار گوگل رسید.

مدیریت بزرگترین کلوپ ویدئویی دنیا توسط یک ایرانی

سالار کمانگر دیگر ایرانی موفق و البته باهوشی است که پله‌های ترقی را در عرصه فناوری به سرعت طی کرد و از همین جهت مورد توجه غول اینترنتی جهان قرار گرفت.

وی که در زمان ورود به گوگل جوان‌ترین کارمند این شرکت بود، متولد سال ۱۳۵۵ در تهران‎ و فارغ‌التحصیل رشته بیولوژی از دانشگاه استنفورد است.

جالب است که این رشته هیچ ربطی به فناوری ندارد اما کمانگر درباره اینکه چطور یک آی‌تی‌مَن شد گفته است که اوایل که به مدرسه می‌رفتم، بسیار مشتاقانه خیال پزشک شدن را در سر می‌پروراندم تا اینکه زمانی را به تماشای طبابت پزشکان اختصاص دادم. از آن به بعد بسیار مشتاق شدم که دانشمند شوم ولی روز به روز بیشتر متوجه می‌شدم که این کار هیجان‌آور نیست.

بعدها وقتی دو هفته به صورت پاره‌وقت در گوگل مشغول شدم، فهمیدم اعمالی که این کار من را با آنها درگیر می‌کند به من انرژی می‌دهد. درسی که من آموختم این بود که تنها تصور و خیالی که از یک کار داریم کافی نیست و باید از اینکه یک حرفه به صورت روزانه هیجان و انگیزه لازم را فراهم می‌کند، مطمئن شویم.

این ایرانی‌الاصل در سن ۲۲ سالگی به گوگل رفت و طی مدت هفت سال به یکی از کارمندان کلیدی این شرکت تبدیل شد.

خلق سیستم تبلیغات گوگل توسط این مدیر جوان ایرانی تحت عنوان Google Adwords صورت گرفت که تضمین مالی برای این شرکت تاکنون شده است.

سرویس ادوردز به مشتریان این امکان را می‌دهد علاوه بر آنکه سایت‌هایشان بر حسب رتبه‌ای که الگوریتم‌های گوگل به آنها اختصاص داده تا در نتایج جست‌وجو نمایش داده ‌شود، بتوانند سایت‌هایشان را در همان صفحه اول نتایج جست‌وجوی گوگل برای کاربرانی که جست‌وجوهایی مرتبط با کسب‌و‌کار مرتبط را داشته‌اند به نمایش درآیند.

کمانگر یکی از مدیران کوشا در این شرکت به حساب می‌آید از اعضای اصلی مؤسس تیم محصولات گوگل و قائم مقام سابق این شرکت در بخش برنامه‌های کاربردی وب نظیر جی‌میل، تاک، تقویم، ریدر، اورکات، بلاگر، پیکاسا، ویدئو، اسناد، صفحات گسترده بوده است.

نخستین پلان تجاری گوگل توسط وی نگاشته شد و پرونده موفقیت‌آمیزش منجر به تکیه‌زنی بر صندلی یوتیوب بعد از خریداری آن توسط گوگل شد.

کمانگر بعد از راهبری مدیریت تیم محصولات گوگل، اقدام به راه‌اندازی گروه‌های گوگل (Google Groups) در سال ۲۰۰۱ کرد.

گروه‌های گوگل محلی برای اشتراک موضوعات مورد علاقه کاربران گوگل است و چندین گروه برای آن تعریف شده است.

کمانگر در توصیه‌ به کسانیکه می‌خواهند وی را الگوی خود قرار دهند، می‌گوید که ذهنتان را مشغول بدست آوردن شغلی عالی نکنید. به سمت شغلی بروید که علاقه دارید و به آن جذب شوید و بعد از مدتی در آن شغل پیشرفت کرده و به مقام‌های بالای آن برسید.

پزشک ایرانی طبیب گوگل است

ترانه رضوی که دهه پنجم عمر خود را پشت سر می‌گذارد  تقریبا از زمان آغاز به کار گوگل و زمانیکه این شرکت چندان شهرتی نداشت، همکاری خود را به درخواست دو مدیر توانمند این شرکت با آنها آغاز کرد.

دکتر رضوی فارغ‌التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه جورج واشنگتن است و تخصص داخلی خود را در دانشگاه استنفورد تکمیل کرده است.

وی پزشکی در تشکیلات مرکزی گوگل در ماونتین ویو (Mountain View) کالیفرنیا است جاییکه وی مسئولیت حفظ سلامتی کارکنان گوگل را برعهده دارد.

علاقه این پزشک ایرانی الاصل با فعالیت در یک شرکت فناوری محور رفته رفته به سمت تکنولوژی کشیده شد تا جاییکه دوست دارد بداند چگونه فناوری می‌تواند سلامت افراد را تحت تأثیر قرار دهد و حتی چگونه می‌توان از همین تکنولوژی برای مراقبت‌های پیشگیرانه استفاده کرد.

این پزشک ایرانی به درخواست مدیران گوگل حیطه فعالیت‌های خود را از بعد داخلی به جهانی می‌گستراند و علاوه بر پیغام‌های سلامتی که برای گوگلی‌ها ارسال می‌کند در وبلاگ خود هشدارهایی را به تمامی مردم جهان در زمینه پزشکی می‌دهد.

وی در یکی از مصاحبه‌های خود که در هشت سال پیش با یکی از رسانه‌های مطرح خارجی انجام داده درباره دلیل شروع به وبلاگ‌نویسی گفته است که هنگامیکه کار در گوگل را آغاز کردم، به واسطه ایمیل‌هایی که برای کارمندان ارسال می‌کردم متوجه شدم که مخاطبان علاقمندی دارم و از این جهت حیطه فعالیت‌های خود را در زمینه اطلاع‌رسانی گسترده‌تر کردم.

این پزشک ایرانی که مدیر تیم پزشکی گوگل است گفته می‌گوید که علیرغم تلاش اصلی ما در گوگل که سعی داریم بین کار و تفریح موازنه برقرار کنیم، گاهی کارکنان گوگل از اقدامات پیشگیرانه برای مراقبت از سلامتی غافل می‌شوند بنابراین آنها به کسانی احتیاج دارند که این مسائل را یادآوری کند.

از طرفی متوجه شدم کسانیکه برای به دست آوردن اطلاعات پزشکی به اینترنت مراجعه می‌کنند، غالبا با اطلاعات نامعتبر و مغشوشی پیش من می‌آیند. بنابراین من با فرستادن توصیه‌های سلامت عمومی همچون ارگونومی در کار، مقابله با استرس، توصیه‌هایی برای افرادی که زیاد پرواز می‌کنند و برخی موضوعات دیگر کار خودم را آغاز کردم.

وی یکی از مشوقان اصلی در شروع وبلاگ را سرگئی برین مدیر این کمپانی آمریکایی دانسته تا تمامی مردم بتوانند از اطلاعات مفید سود ببرند.

رضوی می‌گوید که ابتدا نوشته‌هایم در وبلاگ رسمی گوگل منتشر می‌شد ولی شروع به نوشتن پستهای بیشتری کردم و وبلاگم را تحت نام خودم راه انداختم.

او معتقد است که وبلاگ‌نویسی وقت می‌برد؛ به خصوص وقتیکه با سلامت مردم سر و کار داشته باشیم زیرا باید مدام منابع اطلاعاتی را مرور کنیم.

وی در توصیه‌ای گفته است که “من فکر می‌کنم که کار زیاد آفت سلامتی در شرکت‌های فناوری و نه فقط گوگل است. کار زیاد باعث غافل شدن از اقدامات پیشگیرانه به منظور حفظ سلامت و شیوه زندگی بی‌تحرک می‌شود. فکر می‌کنم یکی از دلایلی که سرگئی برین از من خواست وبلاگ‌نویسی را شروع کنم این بود که مشکلات سلامتی کارکنان گوگل ممکن بود با شرکت‌های دیگر مشترک باشد.”

مدیر مهندسی گوگل هم ایرانی است

مدیر مهندسی گوگل از سال ۲۰۰۴ تاکنون نیز مهندس رضا بهفروز ایرانی‌الاصلی است که در دانشگاه کرنل نیویورک درس خوانده و عاشق ساخت سیستم‌هایی برای دسترسی آزاد و هرچه بیشتر به محتوای اطلاعاتی است.

خودش می‌گوید عاشق ساخت سیستم‌های ارتباطی است که به کوچک‌سازی جهان تسریع بخشد و آن را مکان بهتری برای زندگی کند.

بهفروز به گفته اطلاعاتی که از خودش در شبکه اجتماعی قرار داده گفته که بزرگ  شده چهار کشور مختلف است و دوچرخه‌سواری ، نقاشی، پخت غذا، انجام کارهای بدیع و جهانگردی از علاقمندی‌های اوست.

این مهندس ایرانی شاغل در گوگل که تاکنون به ۴۰ کشور دنیا سفر کرده است مهندسی و انتخاب ماساژورهای این شرکت را هم برعهده داشته است.

این مدیر واحد مهندسی در بخش راهبری تکنیکی Google Talk نیز فعالیت‌هایی داشته و بماند که در بخش ایمیل مایکروسافت هم مدیریت برنامه‌نویسی کرده است.

یکی از امتیازات برجسته کارکنان گوگل این است که در روز ۲۰ درصد وقت آزاد برای کارهای شخصی خود دارند و البته بیشتر نوآوری‌های گوگل در این بازه زمانی ۲۰ درصدی از کل تایم روز شکل گرفته است.

یکی از پروژه‌ها و ابداعات وی که به چشم تمامی کاربران ایرانی گوگل خورده است، کیبورد ایرانی مستقر در صفحه اصلی این موتور جست‌وجو است.

به گفته خودش این طرح را با الهام از توسعه کیبورد هندی توسعه داده و توانسته گجت فارسی را برای کیبورد این شرکت توسعه دهد.

وی معتقد است اگر شکست نداشته باشد همیشه احساس راحتی می‌کند ولی از جهتی هم نگران است که شکستی نداشته باشد و همیشه در آسایش باشد!

جزایری مدیر محصولات گوگل

حالا نوبت معرفی مایک جزایری مدیر محصولات گوگل است که از سال ۲۰۰۵ در این شرکت مشغول به کار شده و در پست مدیریت محصولات این شرکت درگیر پروژه‌هایی نظیر گوگل‌تاک (نرم‌افزار پیام‌رسان جی‌تاک)، پلت‌فرم رسانه‌ای کروم، پرینتر ابری گوگل، WebM (پروژه توسعه فرمت ویدئویی متن باز و رایگان برای مشاهده ویدئوهای با کیفیت بالا در وب) و پرداخت حق اشتراک مصرف کنندگان بوده است.

جزایری ۳۵ سال دارد و در رشته MBA با گرایش مدیریت تکنولوژی در دانشگاه واشنگتن تحصیل کرده است.

وی همچنین با گوگل در زمینه خریداری و ادغام شرکت فناوری محور On2 که فعالیتش در زمینه فشرده‌سازی فایل‌های ویدیویی است، همکاری‌هایی داشته است.

مایک همچنین اولین مدیر پروژه گوگل در کرکلند (شهری در شهرستان کینگ واشنگتن) و قائم‌مقام برای دفتر نیویورک طی سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ بوده است.

جزایری در پروژه کروم گوگل و تولیدات برنامه‌های کابردی گوگل هم کار کرده است.

تقویم گوگل در دست یک ایرانی

شیرین اسکویی از جمله مخترعین ایرانی به شمار می‌رود که اطلاعات کمی از او در وب موجود است.

وی هم از جمله ایرانیان موفقی بوده که بزرگترین شرکت فناوری محور آمریکا اقدام به جذب او کرده است.

این مخترع ایرانی توانسته ابداعاتی را از سال‌های ۲۰۰۷ تاکنون برای این شرکت داشته باشد و از این جهت در لیست محققان برتر گوگلی باشد.

بزرگترین ابداع این فرد برای گوگل، قابلیت بروزرسانی تقویم آن با نرم‌افزارهای تولیدی شرکت‌های دیگر نظیر مایکروسافت است.

اسکویی مدیر پروژه بروزرسانی تقویم گوگل بوده و در ارتباط با تجربه‌اش در این زمینه گفته است که بسیاری از کاربران تا پیش از قابلیت بروزرسانی دچار سردرد می‌شدند چرا که اگر از تقویم مایکروسافت اوت‌لوک روی رایانه دسکتاپ‌شان استفاده می‌کردند، نمی‌توانستند محتوای‌ آن را به جای دیگری ببرند.

وی می‌گوید به عنوان مثال اگر تقویم مایکروسافت را روی سیستم خانگی بروز می‌کردیم، نمی‌توانستیم محتوای تغییر داده شده را روی تقویم گوگل هم داشته باشیم یا بالعکس؛ اما بروزرسانی تقویم گوگل این امکان را فراهم کرد تا محتوای تقویم‌ها را در هر سیستمی بتوانیم بروز داشته باشیم.

این مدیر ایرانی فعال در گوگل گفته است که در قدیم اگر محتوای تقویمی تغییر می‌کرد برای اینکه تمامی اطلاعات لپ‌تاپ خانگی، همراه و سیسنم محل کار تغییر کند نیازمند اعمال دستی بودیم که کار پیچیده‌ای بود اما اکنون اکنون اگر تصمیم به سفر داشته باشیم به راحتی می‌توانیم اطلاعات تقویم گوگل را وارد تقویم اوت‌لوک سیستم عامل رایانه قابل حمل کنیم و از آن به شکل آفلاین استفاده کنیم.

تحقیقات عملیاتی شده وی منجر به کاستن از ارورها و عوامل آزاردهنده استفاده از تقویم‌های متعدد شد.

اسکویی خودش در ارتباط با دست و پنجه نرم کردن با این معضل در گذشته می‌گوید این معضل و مشکل تا سال‌های پیش از شروع فعالیتم در بروزرسانی تقویم گوگل ادامه داشت اما دو راه و برنامه برای بروزرسانی بین تقویم گوگل و تقویم اوت‌لوک مایکروسافت وجود دارد.

وی اذعان کرد که به احتمال زیاد من مهیج‌ترین فرد گروه هنگام شروع این پروژه بودم زیرا با تقویم بسیار سر و کار داشتم. خوشحالم که اکنون با این نرم‌افزار (Google Calendar Sync) به راحتی می‌توانیم تمام حساب‌های گوگل و مایکروسافت‌مان را بروز نگاه داریم.

ایرانی که شبکه تبلیغات ویدئویی راه انداخت

شمیم صمدی هم دیگر مدیری است که با تصدی جایگاه مدیریت محصولات این غول آمریکایی، شمیم خوش ایرانیان را در غربی‌ترین نقطه جهان پراکنده کرد.

وی که مدیریت بخش برنامه‌ریزی تبلیغات این شرکت را برعهده داشت، هم‌اکنون موسس استارت آپ Stealth Ad Tech در نیویورک‌سیتی است.

صمدی نیز سمت مدیریت محصولات گوگل را در پرونده خود دارد و دارای مدرک کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه دیویس کالیفرنیا است.

وی دو بار در سمت مدیر محصولات گوگل بوده و روی چند پروژه مهم تبلیغاتی و تجاری کار کرده است؛ برخی از فعالیت‌های او در این میان همچون مدیریت محصولات دابل کلیک ریچ مدیا که کمپانی راهکارهای تبلیغات دیجیتال است و تابعه گوگل به حساب می‌آید، بوده است.

پیش از دابل کلیک، راه‌اندازی شبکه ویدئوی تبلیغاتی آنلاین گوگل با نام ادسنس (AdSense) توسط وی انجام شد. حس‌ تبلیغ (AdSense) یک برنامه تبلیغاتی ارائه‌ شده توسط گوگل است که دارندگان وبگاه‌ها می‌توانند در این برنامه نام‌نویسی کنند تا روی وبگاه‌هایشان تبلیغات متنی، تصویری و ویدئویی فعال شود.

دابل کلیک هم شرکت تابعه شرکت گوگل است که در زمینه ارائه راهکارهای تبلیغاتی در بستر وب فعالیت می‌کند و در آوریل ۲۰۰۷ توسط گوگل خریداری شد. در این روش مشتریانی که داری پتانسیل اصلی خرید هستند شناسایی شده و سرویس به آنها، محصولات جست‌وجو شده‌شان را با گذاشتن پنجره‌های کوچک تبلیغاتی پیشنهاد می‌کند.

صمدی در ارتباط با راه‌اندازی شبکه ویدیوی تبلیغاتی آنلاین گوگل می‌گوید که ایده این کار را از یک سوژه ابتدایی گرفته و آن را به یک خط استراتژیک کسب‌وکار در گوگل تبدیل کرده است.

ایرانی که مدیر محققان گوگل است

مریم کاموَر هم که به واسطه فعالیتش چهره‌ای شناخته شده‌تر دارد، دیگر ایرانی است که محقق ارشد گوگل به حساب می‌آید و تیم تجزیه و تحلیل فناوری گفتاری گوگل را رهبری می‌کند.

وی درصدد توسعه محصولات گفتاری است و تحقیقاتی بسیاری در این زمینه انجام داده که برخی از آنها “ورودی صوتی برای دستگاه‌های اندرویدی” و “تجزیه و تحلیل جست‌وجوی موبایلی” بوده است.

وی ۱۷ اختراع در طول تصدی سمتش در گوگل به ثبت رسانده و هشت مقاله علمی از او چاپ شده است.

کامور فارغ‌التحصیل دکترای علوم کامپیوتر از دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۰۸ است.

این محقق ایرانی علاقه بسیاری به تحقیقات در رمینه رابطه کامپیوتر و انسان، دستگاه‌های کوچک و رابط‌های جست‌وجوگر دارد.

برخی از تحقیقات کامور به شرح سایز بهینه و قاب فریم برای جست‌وجوی صوتی لغات، جست‌وجوی گوگل با صوت، مقایسه نحوه جست‌وجوی کاربران در دستگاه‌های مختلفی نظیر کامپیوترها – آیفون‌ها و موبایل‌ها، کپچا چیست؟ کچپا مبتنی بر تصویر است، پیشنهادات جست‌وجو برای پویش‌های موبایل: شناخت الگوهای استفاده، روند رمزگشایی در جست‌وجوهای موبایل، نقش متن در جستارهای ورودی: استفاده از سیگنال‌های متنی برای تکمیل جستارهای روی دستگاه‌های موبایل و مطالعه‌ای در قیاس وسیع روی رفتار جست‌وجوی بی‌سیم: جست‌وجوی موبایلی گوگل است.

دنیا این افراد را به عنوان چهره‌هایی می‌شناسد که زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار داده و خدماتی نوین به جهانیان عرضه کرده‌اند.

منبع : مجله خلاقیت



موضوع مطلب :
موضوعات
پيوندها
RSS Feed